تله پورت






اگر نگاهی به مسیر طی شده توسط بشریت تا به امروز بیاندازیم، متوجه می‌شویم که یکی از مسائل همیشگی و بعضاً حیاتی برای انسان، انتقال اطلاعات، اشیا و خود انسانبوده است. تاریخچه‌ی "پست"، آثار بجا مانده از مسیرهای قدیمی و کاروان‌سراهای کهن همگی گواهی‌ست بر این موضوع که تا چه حد انسان، به این مقوله اهمیت می‌داده و حاضر بوده برای آن، انواع هزینه‌ها را پرداخت کند.

البته بدیهی‌ست در دنیای سنت، به علت سطح پایین دانش و فناوری، همه‌ی این کارها به سخت‌ترین راه ممکن انجام می‌شد. توصیفاتی که در خاطرات سیاحیان شرقی و غربی دیده می‌شود، به خوبی نشان می‌دهد که چقدر مسئله‌ی انتقال و ارتباطات دشوار بوده است. به طور مثال، در سفرنامه‌ی ناصر خسرو می‌خوانیم که وی بعد از یکی از مسافرت‌هایش، وقتی به شهر می‌رسد، همه‌ی مردم از وی فراری شدند. زیرا آنچنان آثار سختی سفر بر چهره‌اش نشسته بود که وی را شبیه دیو و غول‌های افسانه‌ای می‌پنداشتند.


اما در دنیای جدید، اوضاع کاملاً متفاوت است. با وجود تلفن، فکس، موبایل، ماهواره و اینترنت، انتقال اطلاعات فوق‌العاده سریع شده است. به نحوی که حقیقتاً با یک کلید، دنیایی از اطلاعات جابجا می‌شود. ولی این قضیه (سرعت انتقال) در مورد اشیا و انسان، به اندازه‌ی اطلاعات نیست. وسایل حمل و نقل مدرن مانند هواپیما و قطارهای سریع‌السیر تا حد بسیار زیادی رفت و آمد و انتقال اشیاء و انسان‌ها را راحت کردند.اما هیچ‌گاه سرعت انتقال آنها، به پای سرعت انتقال در اطلاعات نرسیده است.


ولی گویی قرار است تحول بزرگی در این خصوص انجام شود. به عبارت دیگر قرار است با یک فناوری جدید، اشیاء و حتی شاید انسان‌ها، با یک کلید از این طرف دنیا با آن طرف بروند و تنها چند ثانیه برای این کار اختصاص دهند. این فناوری جدید هم چیزی نیست جز "تله پورت".


نمی‌خواهیم وارد تعریف تخصصی و علمی دقیق فناوری "تله پورت" شویم. اگر بخواهیم به زبان خودمانی بگوییم باید گفت آنچه در این فناوری انجام می‌شود، تبدیل شیء به اطلاعات- نور، انتقال اطلاعات-نور به مقصد و تبدیل دوباره‌ی اطلاعات-نور به شیء قبلی‌ست. به عبارت دیگر طی این فناوری، از تک تک اتم‌های موجود در یک شی، اسکن کامل گرفته شده، و سپس با تبدیل اتم‌ها به نور (تبدیلی که در علم فیزیک در موردش بحث‌ها شده است) اطلاعات اخذ شده و نور موجود، به محل مقصد که دستگاه مبدل نور به شی را دارد، انتقال داده می‌شود. در مقصد نیز، با توجه به اطلاعات قبلی، نور ارسال شده، به اتم‌های قبلی بازتبدیل می‌شود و همه‌ی این کارها در بازه‌ی زمانی بسیار کوتاهی شکل می‌گیرد.


اگر بخواهیم برای این کار همانندی پیدا کنیم، باید بگوییم که عمل تله پورت، چیزی شبیه عمل دستگاه فکس است. حال مثالی می‌زنیم تا قضیه روشن‌تر شود. فکر کنید یک سیب در دست شماست و دوست شما که پانصد کیلومتر آنطرف‌تر است، طی یک چت تصویری، سیب را دست شما دیده و هوس می‌کند که آنرا بخورد. اگر فناوری تله پورت به اوج کارایی خود برسد، این قابلیت را دارد تا همان سیب را در عرض چند ثانیه به دست دوست شما برساند. البته دیگر آن سیب پیش شما نیست و همه‌اش نصیب دوست‌تان می‌شود.


شاید این فناوری، شما را یاد فیلم‌های تخیلی هالیوودی بیاندازد. اما لازم است بدانید که چند وقت پیش در کشور چین، چند صد فوتون را به این طریق انتقال دادند و یک شی با این فناوری، از جایی به 400 کیلومتر آنطرف‌تر انتقال داده شد. و این یعنی، افسانه‌ها رنگ واقعیت به خود گرفته‌اند. البته بدیهی‌ست این فناوری با وجود اینکه بیش از ده تا پانزده سال کار رویش شده، هنوز در اول کار است و باید پیشرفت بیشتر کرده و ابعاد گوناگونش، کامل‌تر از آن چیزی شود که الان هست. زیرا با این سطح از فناوری تله پورت، یک سوزن هم نمی‌شود انتقال داد، چه برسد به اشیاء مختلف و حتی انسان.


اما قطعاً نقطه‌ی عطف این کار، انتقال انسان است. چون این کار مسائل مختلفی را در بر می‌گیرد و علاوه بر بار حقوقی ماجرا، بحث نسبت روح و جسم هم مطرح است که تله پورت را در انتقال انسان با مشکلات مختلفی همراه می‌کند. باید منتظر ماند و دید، درهای دیگری که توسط علم باز می‌شود کدام است و چگونه، بر اختیارات بشریت اضافه می‌کند.


آیا سرانجام روزی خواهد رسید تا انسان تله پورت شود؟

برای تله پورت انسان به دانشی بیش از آنچه که اکنون در اختیار است احتیاج داریم. ما باید موقعیت دقیق هر اتم انسان را بدانیم تا مقدمات تله پورت انسان فراهم شود. این تعداد اتم شاید بیش از عدد 1 با 19 صفر در مقابل آن باشد. برای جابجایی چنین اطلاعاتی با سریعترین سیستم ارسال موجود ما به زمانی بیش از عمر کهکشان خود نیاز داریم که در حدود 15 میلیارد سال است. از مشکلات دیگر تله پورت انسان، مسائل حقوقی آن است به طور مثال اگر قرار باشد پس از تله پورت اصل نابود شود، آیا از بین بردن اصل جنایت تلقی می‌شود؟ و یا چه کسی و یا سازمان می‌تواند تطابق کامل میان نسخه اصلی و بازسازی شده را تضمین کند؟



تله پاتی یا دورآگاهی




دورآگاهی یا تله پاتی ادارک حسی و فراحسی فعالیت روحی فردی دیگر است .تله پاتی، به زبان ساده قدرت و استعداد مخابره پیام یا تصویری یا هر گونه اطلاعات از ذهن به ذهن فرد دیگر، بدون استفاده از وسایل حسی مانند سخن گفتن و مشاهده علائم یا حرکات است.

یکی از آخرین تعبیرهایی که برای تله پاتی شده چنین است:
هرگاه فردی به اطلاعاتی دسترسی داشته باشد که در دسترس دیگری نباشد ، و آنگاه تحت شرایط معین و با مسدود کردن دقیق کانالهای شناخته شده حسی ، نفر دوم بتواند به جنان میزانی از این اطلاعات دست یابد که نتواند ناشی از حدس زدن باشد


کلمه «تله پاتی» نخستین بار توسط فردریک مایرز یکی از پایه گذاران انجمن تحقیقات روانی انگلستان به کار گرفته شده‌است. این کلمه از دو لفظ یونانی مشتق شده: یکی "Tele" به معنی «دور»، و دیگری "Paths" به معنی «احساس» است که در مجموع می‌توان آن را «احساس از دور» معنی کرد. این پدیده از یک طرف (دیدگاه) یکی از زمینه‌های EPS (ادراک فراحسی) محسوب می‌شود. چرا که EPS را مشتمل بر تله پاتی، روشن بینی و پیشگویی می‌دانند که صحیح تر بنظر میرسد. ولی در طرف دیگر، از این پدیده به عنوان روشی که بر روی روان فردی دیگر تاثیر می‌گذارند، یاد شده‌است. به این ترتیب می‌توان آن را جزء مضامین PK (روان جنبشی) ویا نیز طبقه بندی کرد.




اما يكي از نكاتي كه در اين موضوع بسيار حائز اهميت است، وجود اصول و قوانين بنيادين در به‌كارگيري تله‌پاتي به عنوان يك فن و تكنولوژي باطني است. لازم است بدانيم كه وقوع پديده‌هاي مربوط به جهان باطني همچون وقايع اين جهاني، داراي اصول و قوانين خاص خود هستند و پديده‌هاي روحي و باطني نيز اغلب بر اساس همين اصول و قوانين بنيادين و مشترك رخ مي‌دهند. از اين جهت قصد داريم در اين شماره به معرفي برخي از اصول پايه تكنولوژي ارتباط ذهني كه تاكنون شناخته شده است، بپردازيم.



شناخت كامل هر پديده‌اي، به اقتدار درآوردن و كنترل آن را نتيجه مي‌دهد و هر گاه بر چيزی اقتدار پيدا كنيم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چيز را مي‌يابيم.(1) در علم تله‌پاتي نيز برخي از مفاهيم و مطالب پايه‌اي وجود دارند كه اطلاع از آنها در تجربه‌ي اين پديده تأثيرگذار است. نتايج تحقيقات در اين زمينه نشان داده است كه با شناخت اصول اوليه ارتباط تله‌پاتيك، شرايط برقراري ارتباط مؤثرتري مهيا مي‌شود. همچنين آگاهي بر مؤلفه‌هاي آن، رهنمون تجربه‌ي آگاهانه تله‌پاتي مي‌گردد و تله‌پاتي را از يك پديده‌ي كنترل نشده به پديده‌اي قابل كنترل تبديل مي‌كند. برخي از اصول بنيادي تكنولوژي تله‌پاتي از اين قرار است:


فاصله: در هر تمرين يا برنامه تله‌پاتيكي بين فرستنده و گيرنده‌ي پيام، فاصله‌اي وجود دارد كه مي‌تواند از چند سانتي‌متر تا چند هزار كيلومتر متفاوت باشد. افراد به همان ميزان از ظرفيت و قابليتي كه در فواصل نزديك كسب مي‌كنند مي‌توانند در فواصل طولاني هم دريافت داشته باشند. بنابراين ميزان فاصله در نحوه و نتيجه‌ي ارتباط تله‌پاتيكي كمترين تأثيري ندارد.



زمان: زمان نيز از مؤلفه‌هایي است كه در ارتباط تله‌پاتيك تأثيرگذار است. مناسب‌ترين زمان براي ارتباطات فكري، ساعات آخر شب و صبح زود است. زماني كه ما بيدار و مشغول فعاليت هستيم، خودآگاه ما فعال است. برعكس هر زمان كه ما در وضعيت سكوت و آرامش، چشمان‌مان را ببنديم، ناخودآگاه ما فعال مي‌شود. در زمان آرامش، كانال‌هايي كه براي فعاليت و كارآيي روحي لازم‌اند، رها و آزاد مي‌شوند و انسان بهتر و بيشتر مي‌تواند با ناخودآگاه خود رابطه برقرار كند.



فرستنده: فرستنده‌ي پيام تله‌پاتيك كه به سوژه يا گيرنده، پيام مي‌فرستد بايد لحني داشته باشد كه گويي سوژه خود به اين مطالب فكر كرده و آن را با زبان خويش بيان مي‌دارد. براي مثال اگر هدف اين باشد كه گيرنده‌ي پيام دست راستش را بلند كند، اين پيام يا فرمان به اين صورت صادر مي‌شود: «حالا من دست راستم را بلند مي‌كنم». اگر از ضمير دوم شخص استفاده شود در اين حالت سوژه اطلاعات نادرستي را دريافت مي‌كند كه آن را كاملاً مربوط و مرتبط با خودش نمي‌داند و فكر مي‌كند منظور فرد يا شخص ديگري است.



انگيزه و علاقه: در حالت كلي اگر ما عملي را انجام مي‌دهيم به اين دليل است كه به واسطه‌ي يك احساس يا انگيزه، براي انجام آن كار تشويق يا تحريك شده‌ايم. اين انگيزه ممكن است يك ارزش روحي باشد. پيام تله‌پاتيكي نيز بايستي آنچنان تأثير داشته باشد كه سوژه با شور و شوق درصدد انجام آن برآيد و براي آن انگيزه‌ي قوي و روشني وجود داشته باشد.



تجسم و تصور: انسان، تصاوير و به ويژه سمبل‌ها را بهتر، راحت‌تر و سريع‌تر از كلمات درك و فهم مي‌كند. براي انتقال بهتر پيام‌هاي تله‌پاتيك، به جاي كلمات اغلب از تصوير استفاده مي‌شود؛ مثلاً به جاي كلمه‌ي سگ، سوژه در شرايطي تجسم مي‌شود كه سگي را در ذهنش مجسم مي‌كند.



مشخصات فردي: در ارتباط تله‌پاتيك، جنسيت از اهميت زيادي برخوردار است. بهترين نتايج در شرايطي فراهم مي‌شود كه فرستنده‌ي پيام، مرد و هدف يا گيرنده يك زن باشد. در شرايط عكس نتيجه از آنچه گفته شد كمتر است. اما برخلاف تأثير جنسيت، پژوهش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد سن در قدرت و قابليت تله‌پاتي تأثير ندارد.



باور و اعتقاد: بهترين تله‌پات‌ها كساني هستند كه به اين استعداد و هنر آدمي اعتقاد بيشتري دارند. هر قدر فردي در اين زمينه از ايمان و اعتقاد قوي‌تري بهره‌مند باشد به پيشرفت‌هاي بهتري نايل مي‌شود.



شرايط جوي: بر اساس تحقيقات جديدي كه صورت گرفته، نقش شرايط و اختلالات جوي در ميزان قدرت‌ها و قابليت‌هاي روحي به خوبي نشان داده شده است. معمولاً در شرايط نامناسب جوي از انجام تمرينات تله‌پاتيك خودداري مي‌شود. هواي آرام و كمي خنك و يا ابري و كمي باراني بدون رگبار، بهترين زمان براي انجام تمرينات تله‌پاتيك است.



تعدد افراد: براي انجام يك تجربه‌ي تله‌پاتيك حداقل به حضور دو موجود زنده نياز است. در اينجا از دو موجود زنده صحبت شده و نه لزوماً دو سوژه‌ي انساني، زيرا تله‌پاتي بين گياهان و جانوران و يا بين انسان با گياهان و جانوران هم تحقق پيدا مي‌كند. از سوي ديگر ادراكات تله‌پاتيك به صورت دسته‌جمعي هم تحقق پيدا مي‌كند. اما گاهي زماني كه به صورت گروهي اين گونه آزمايش‌ها انجام مي‌شوند احتمال دريافت نادرست پيام وجود دارد. اگر گيرنده در دريافت پيام دچار اشتباه شود، امكان دارد آن را درست به همان صورت به ديگران هم منتقل سازد.




«والري سانفو»، نويسنده‌ي كتاب اصول بنيادي‌ دانش تله‌‌پاتي در بيان تجربه‌‌اي در اين رابطه چنين عنوان مي‌كند: «در يك تجربه‌ي تله‌پاتيك گروهي، من به همراه يك دستيار، بنا بود رنگ زرد را براي گروه مخابره كنيم. در لحظه‌ي آزمايش من به يك خورشيد پرعظمت زرد فكر كردم و دستيارم به يك قناري زرد فكر كرده بود. در تجزيه و تحليل به دست آمده متوجه اختلال و آميزش اين مفاهيم در اذهان سوژه‌ها شديم. برخي از سوژه‌ها به احساس رنگ زرد يا خورشيد نايل شده بودند و عده‌اي هم يك پرنده، يك بال و يا يك دايره را در ذهن‌شان دريافت كرده بودند.



ذهنيت سوژه

كساني كه با ريزه‌كاري‌ها و محدوديت‌هاي تله‌پاتي آشنايي ندارند، تصور مي‌كنند هر وقت كه بخواهند مي‌توانند از تله‌پاتي به جاي تلفن و تلكس استفاده كنند. اينها بد نيست به اين نكات توجه داشته باشند كه هميشه نمي‌توان به صورت ارادي و برنامه‌ريزي شده به ارسال پيام‌هاي دلخواه اقدام كرد. همچنين در تجربيات و ارتباطات تله‌پاتيك نمي‌توان هر پيام و دستوري را براي هر فردي ارسال كرد و اين كه تصوير ذهني هر فرد، از هر واژه‌اي، تصور خاصي دارد. براي مثال اگر ما به گل يا پرنده خاصي فكر كنيم و آن را از طريق تله‌پاتي ارسال كنيم، اين احتمال وجود دارد كه سوژه، گل يا پرنده‌ي ديگري را به صورت متفاوتي دريافت كند.

اما با وجود لحاظ نمودن كليه‌ي اين اصول بنيادي و البته مسائل ديگري كه در اينجا امكان پرداختن به آنها مهيا نشد، هم چنان يك سؤال در ذهن وجود دارد و آن اينكه: آيا مي‌توان روي افكار ديگران اثر گذاشت؟

پاسخ اين سؤال مثبت است. اين اصل و روش شناخته‌ شده‌اي است كه نه تنها در بسياري از تبليغات تجاري، بلكه از طرف دولت‌ها و ايدئولوژيست‌ها نيز مكرراً مورد استفاده قرار گرفته و مي‌گيرد. اكثر آنها براي تأثيرگذاري و دستكاري تفكر افراد جامعه به نفع خويش از اين روش استفاده مي‌كنند. در واقع تله‌پاتي براي برخي افراد سودجو، ابزار مؤثري محسوب مي‌شود.
تله پاتي چيست؟


  مترجم: زهرا گليج



تله پاتي انتقال مستقيم فكر يا امواج انرژي از يك فرد به فرد ديگر است بدون اينكه افراد از كانالهاي ارتباطي يعني اندامهاي حسي خود استفاده كنند، از اين رو حالتي از دريافت فراحسي است. هر چند وجود تله پاتي تا امروز اثبات نشده است اما بعضي مطالعات تحقيقي فرا روان شناسي نتايج كاربردي مطلوبي در اين زمينه به وجود آورده است. يكي از روشهايي كه در تله پاتي به مراتب كاربرد دارد استفاده از كارتهاي حدسي است. در اين روش از يك دسته پنج تايي كه شامل 5 كارت است استفاده مي كنيم. شايد به نظر فرستنده پيغام كه كارتها را مي بيند ترتيب چيدن تصادفي نمادهاي پنج كارت ساده باشد در حالي كه درك كننده پيغام ( گيرنده ) سعي مي كند تا به همان ترتيبي كه فرستنده مشاهده كرده فكر كند و نمادها را حدس بزند. دراين آزمون عمومي كه به آزمون دريافت فراحسي معروف است فرستنده پيغام به علايم و نمادهاي يك كارت، خوب نگاه مي كند، هم زمان دريافت كننده سعي مي كند به نمادهاي كارت فكر كند و آن را حدس بزند. اين در حالي است كه دو نفر هيچ ارتباطي با هم ندارند و از طريق يك حايل مثل پرده، ديوار و يا حتي فاصله مكاني از هم جدا شده اند.



پيشگويي آينده، داشتن دانش بسيار معمولي از رويدادهاي آينده است. آن هم با تكيه بر رويدادهايي كه عامل ذهني ندارند. اما پيشگويي رخدادهايي است كه شخص پيشگو آن را ادعا كرده است. آگاهي از قبل ( الهام ) نيز مانند تله پاتي و شهود به حالتي گفته مي شود كه بدون استفاده از حواس پنجگانه انجام مي شود و بدين ترتيب حالتي از دريافت فراحسي است.



برخي افراد مايلند ازآينده با خبر باشند و آن را پيش بيني كنند. يكي از روشهاي معمول براي پيش بيني آينده بدين گونه است كه فرد پيشگو يك دسته كارت بر خورده را بر مي دارد‌ ( طرف مقابل كارتها را بر مي زند) و از روي آنها آينده را براي فرد پيش بيني مي كند و يا مهره اي مي اندازد و آينده را از روي مهره انداخته شده ، پيش بيني مي كند. قطعيت اين روشها در مقايسه با روش آزمون كه در تله پاتي و شهود انجام مي شود ضعيفتر است.



تله پاتي عملي غريزي و تماس ذهني – ذهني است. ارتباط يك ذهن با ذهن ديگر از طريق مفاهيمي كه از حد عادي و معمولي فراتر است. فركانسهايي كه در تله پاتي استفاده مي شوند از فركانسهاي حواس پنجگانه يعني حس لامسه، بينايي، شنوايي ، چشايي و بويايي فراتر است. حتي توانايي تله پاتي به فركانسهاي ارتباطي شما و آن كسي كه شما فرا مي خوانيدش ارتباط دارد.



اين موضوع بسيار شبيه روشن كردن راديو و يافتن موج مناسب است. بايد بدانيد كه چطور راديو را تنظيم كنيد. البته توانايي هاي تله پاتي براي بسياري از افراد آسان به دست مي آيد. در حالت معمولي موفقيت در تله پاتي به تلاش فراوان افراد بستگي ندارد.



كليد تله پاتي مهارت در روشهاي مختلف مراقبه  و يادگيري تمركز ذهني است . البته شما هر قدر بيشتر تمرين كنيد به همان نسبت مهارتتان بيشتر مي شود. براي يك بار هم شده دريچه تله پاتي را به روي خود بگشاييد. اين كار به روشن و خاموش كردن لامپ شبيه است. مي توانيد نور تله پاتي را خاموش كنيد. آن را از تنظيم خارج كنيد، يا از طريق تمركز افكارتان چراغ آن را روشن كنيد. فردي كه تله پاتي انجام مي دهد و رمز آن را كشف كرده ، به ندرت تحت تاثير افكار ديگران بمباران فكري مي شود.



خوابها و روياها هم حاوي پيامهاي تله پاتي اند اين گونه روياها، روياهايي هستند كه از پيش ما را آگاه مي كنند و از آينده خبر مي دهند. اگر اين روياها در مورد دنيا باشد روياهاي كلي ناميده مي شوند. ارواح مرده گاهي اوقات در زمان رويا و خواب با خود پيامهايي دارند. ارتباط در رويا از طريق حالت فكري ايجاد مي شود. در خواب شما سريعتر از سرعت حركت نور در حال جا به جايي و حركتيد. اين موضوع به سفر زمان و مشاهده دور دستها شباهت دارد. شما با ارواح، خاطرات مشترك و اطلاعات رو به رو مي شويد و هنگامي كه هوشياري به بدن شما بر مي گردد پايين تر از بدنتان قرار مي گيرد و آهسته پايين مي آيد تا شما هوشياري خود را به دست آوريد و به وضعيت عادي برگرديد، در اين هنگام شما بي حال از خواب بيدار مي شويد. در خواب شما از يك رويداد به رويداد ديگر مي رويد، اما زمان مشخص نيست.



عشاق در تله پاتي هماهنگ ترند چون قرار گرفتن در سطح عشق ميزان فركانس را در فرد بسيار بالا مي برد. تله پاتي بين اعضاي خانواده و يا دوستان صميمي بيشتر است به اين علت كه اين افراد خوب مي توانند فركانسهاي يكديگر را تعديل كنند. معمولا يك مادر احساس درد و تالم فرزندش را به خوبي درك مي كند. هنگامي كه هراس بي مورد داريد و بي دليل دلتان شور مي زند آدرنالين خونتان پايين مي آيد و ضربات تله پاتي تنظيم مي شود تا به شما كمك كند به وضعيت عادي خود بر گرديد. افراد اغلب مرگ يكي از اعضا خانواده خود را احساس مي كنند ، گرچه حفظ موقعيتهاي تله پاتي در ذهن ممكن است هميشه اتفاق بيفتد اما هميشه آگاهي براي تشخيص اين وقايع را نداريم. در زمان بحران ، پيام هايي را مي فرستيم و آن پيامهايي را دريافت مي كنيم كه با پيامهاي مغز ما هم فركانس باشند. دو قلوها نيز اغلب داراي توانايي هاي تله پاتي هستند. و اين توانايي ها را وقتي كه نوزاد هستند بروز مي دهند. آنها غالبا هم فركانس هستند و هم زمان ياد مي گيرند تا با واژه ها ارتباط برقرار كنند. اين مساله در مورد گرسنگي بسيار اتفاق مي افتد. تله پاتي بين دو قلوها و افراد خانواده يك عمر باقي مي ماند.



سوتيترها

خوابها و روياها هم حاوي پيامهاي تله پاتي اند اين گونه روياها، روياهايي هستند كه از پيش ما را آگاه مي كنند و از آينده خبر مي دهند.

عشاق در تله پاتي هماهنگ ترند چون قرار گرفتن در سطح عشق ميزان فركانس را در فرد بسيار بالا مي برد.

 

 

تله پاتي عبارت است از انتقال افكار از شخصي به شخص ديگر ، از فاصله دور و بدون ارتباط مستقيم.



درباره ارتباط تله پاتي ميان دو نفر، هزاران مورد ثبت شده وجود دارد. در تمام مواردي كه در تجربه از تله پاتي استفاده شده است ، وجود يك پيوند عاطفي قوي ميان دو نفر به اثبات رسيده است . در اینباره تجربيات علمي بسياري در سطح دانشگاه ها انجام شده است . اين تحقيقات از اوايل دهه سوم قرن گذشته به صورت جدي تر انجام شد. دانشگاه دوك در آمريكا، دانشگاه آكسفورد در انگستان و گروه پوپوف ، شامل دانشمندان رسمي دولت شوروي سابق ، پيشگام انجام اين تجربيات به شمار مي روند. زمينه تجارب در دانشگاه دوك تا حدي پيشرفت داشته است كه تمامي مسايل مربوط به كشف و شهود، مكاشفه ، الهام ، روشن بيني در تمام زمينه هاي زندگي و حتي كشف جرايم و تشخيص قاتل را فرا مي گيرد .



گروه پوپوف ، بعد از انجام تجارب گزارش كرد كه : "ظرف يك تا پنج ثانيه پس از آغاز انتقال تله پاتي ، فعال شدن غير معمول مغز مشاهده مي شود" . به اين ترتيب بود كه ارتباط ميان تله پاتي و موج آلفا اهميت يافت . موج آلفا ، يكي از انواع امواج مغز اهميت يافت . موج آلفا، يكي از انواع امواج مغز است كه در حالت آرامش مشاهده مي شود. گفته شده است تمامي افرادي كه در تجربه هاي آزمايشگاهي تله پاتي شركت داشته اند داراي حالت ذهني خاصي بوده اند .



با مشخص شدن اين مطلب كه فرستنده و گيرنده پيام بايد داراي موج مشابه باشند، سبب شده است تا دستگاهي به نام آلفافون ساخته شود كه وجود يا فقدان امواج آلفا را به انسان خبر مي دهد . گفته مي شود كه ميان دوقلوهاي يك تخمكي ، كه در زماني خاص به يك نوع بيماري مبتلا بوده اند ، حالت تله پاتي بيشتر ديده مي شود . از تله پاتي در زمينه روياها نيز استفاده شده و نتايج جالب توجهي حاصل گشته است . با اين همه تجارب، هنوز ساز و كار تله پاتي و ساير پديده هاي وابسته به آن در بوته ابهام است . مغز آدمي يكي از پيچيده ترين اعضاي وجود انسان است و آنچنان كه مي گويند در اين ساختنمان ، شگفت ، متجاوز از 14 تا 25 هزار ميليون ياخته عصبي يا نورون به كار گرفته شده است . هنوز شمار ناشناخته هاي مربوط به مغز، از ميزان اطلاعات موجود در اين باره بيشتر است . هنوز نمي دانند كه محل ذهن ، عقل ، ناخودآگاه ، عواطف و ارتباط اين حالت با مغز چگونه ، با چه مكانيسم و در كجا انجامي مي گيرد.



...

هولوگرافي يا هولوگرافي يكي از پيشرفت هاي شگفت انگيز و مسحور كننده علم در زمينه فيزيك نور و استفاده از امواج ليزر است . در پيشبرد اين روش يكي از دانشمندان ايراني به نام "پروفسور جوان" سهم بسزا داشته است . پيدايش اين روش عكسبرداري و تصوير سازي ، ذهن بسياري از جهانيان را به خود مشغول داشته است . هولوگرافي در واقع به معناي ايجاد يك تصوير عكاسي منحصر به فرد بدون استفاده از عدسي است . مانند تلگرام كه نوشته به دست آمده از كار با دستگاه تلگراف است و الكترو كارديوگرام كه نوار حاصل از ثبت كار قلب با دستگاه الكتروكارديوگرافت است ، ثبت عكسبرداري از تصوير به اين روش را هلوگرام يا هولوگرام مي نامند. هلوگرام مجموعه اي از باريكه هاي و حلقه هاي نوراني غير قابل تشخيص است ولي وقتي كه با يك موج نوراني پيوسته مثل موج ليزر روشن مي شود، به صورت جسم اوليه سه بعدي جلوه گر مي شود . اين تصوير سه بعدي از طريق برخورد و تأثير متقابل امواج نور با يكديگر و در فضا ايجاد مي گردد.

اساس كار هولوگرافي بسيار ساده است . براي ثبت هر تصوير به روش هولوگرافي ، يك موج نور پيوسته ليزر يعني نوري كه داراي يك طول موج باشد ؛ را از منبع نوراني به يك آينه و از اين آينه به منشوري مي تابانند كه نيمي از اين منشور را نيز به صورت آينه در آورده اند . اين موج ، پس از برخورد با اين منشور به دو موج نور تجزيه مي شود. اين دو موج با هم شبيه بوده و با يكديگر زاويه قائمه يا 90 درجه مي سازند. براي ساده شدن مطالعه اين دو موج ، يكي را موج اول يا موج منبع مي ناميم و ديگري را موج دوم يا موج شيئي مي خوانيم . موج اول يا موج منبع پس خروج از منشور، براي آن كه تقويت شده و عريض شود از يك مجموعه عدسي گذارنده مي شود و به آينه اي برخورد مي كند و از طريق اين آينه به صفحه هولوگرافي تابانيده مي شود. در اين مرحله ، موج اول هنوز با جسمي كه بايد از آن تصوير تهيه شود، برخورد نكرده است و اصولاً اين موج به جسم برخورد نمي كند. موج دوم يا موج شيئي نيز پس از گذشتن از يك عدسي ، براي تقويت شدن به آينه ديگري تابانيده مي شود و از طريق اين آينه به جسم تابانيده مي شود. بخشي از امواجي كه به جسم تابانيده شده است به صفحه هولوگرافي مي رسند. از آنجا كه موج نوري اول و موج جسم ، نزديك صفحه هلوگرافي با هم برخورد مي كنند، يك الگوي موجي مركب تشكيل مي شود و با قراردادن فيلم هلوگرافي روي صفحه، تصويري سه بعدي برآن نقس مي بندد.




برخلاف عسكبرداري معمولي ، الگوهاي توليد شده در فيلم هلوگرافي ، در واقع الگوي جسمي نيست كه از آن تصوير به دست آورده اند ، بلكه همانطور كه گفته شد الگويي است كه از تداخل و تأثير متقابل دو موج نور پس از برخورد در سطح فيلم به وجود آمده اند . در حقيقت اين الگو به جاي آن كه به صورت يك تصوير باشد، به شكل طرح هاي هندسي است و اگر تجهيزات مناسبي در اختيار داشته باشيم ، مشاهده مي شود كه انعكاس موج ليزر ، به جاي آنكه روي يك صفحه ، تصوير ايجاد كند، در فضا يك تصوير سه بعدي از جسم ايجاد خواهد كرد.





در عكسبرداري معمولي، بايد جلوي تصوير ايجاد شده يك صفحه حساس يا فيلم قرار دهند تا امواج با آن برخورد نمايند و در چشم بيننده منعكس شوند ولي در روش هلوگرافي وجود پرده يا صفحه لازم نيست و چشم مي تواند در فضا تصوير را ببيند .





در عكسبرداري معمولي ، براي تكثير تصوير بايد از فيلم به طور كامل استفاده كرد، ولي در هلوگرافي با استفاده از هر تكه تصوير سه بعدي موجود مي توان تصوير جسم را به طور كامل به دست آورد !