Bermuda Triangle








مثلث برمودا





در یک نگاه مثلث برمودا منطقه‌ای است وهم‌انگیز در شمال غربی اقيانوس اطلس ، که ادعا می‌شود صدها هواپیما و کشتی و همچنين بيش از هزار نفر به طور مرموزی در اين منطقه‌ی وحشت ناپدید شده‌اند ، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.



 



بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. رأس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است.


(بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند؛ در این نقطه هیچ انحرافی در قطب‌نما محاسبه نمی‌شود.)

  وین سنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده ، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند :

  « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »






   مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی ، همراه با تمام سرنشینانشان ، در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای مأموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند.



هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات به هوا برخاست ، اما هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

  آخرین پیامهای مخابره شده‌ی آنها با برج مراقبت ، حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم رؤیت خشکی ، از کار افتادن قطب‌نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود.

این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان ، افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدت‌ها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد.



هیچ حادثه‌ای - چه قبل و چه بعد از آن - تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایق‌ها و کشتی‌هایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا) ؛ در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.




  منطقه ی وحشت 



همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتی‌های بزرگ و کوچک در آب‌های آن در حال ترددند و افراد زیادی برای بازدید به این منطقه مسافرت می‌کنند ، بدون آنکه اتفاقی بیافتد.




از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوس‌ها در سراسر دنیا ، کشتی‌ها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند؛ پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد ، ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدن‌های بی دلیل ، بی‌شمار و نامعلومی روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.






  مشاهدات و گزارشات


  - در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاه‌های مبدأ و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند ، که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب‌نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه‌آلودی - آن هم در روز صاف و آفتابی - و یا تغییراتی غیر عادی در آب‌هايی که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند (بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع)



  - این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل این که چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده ، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشات حاکی از آن بوده که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح رؤیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا ، که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.




  - در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاه‌ها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند ، که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع به کار کرده‌اند.




  - در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید : « خطری همانند یک خنجر هم اکنون به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ... » ؛ در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود ، کشتی ناپدید شد. 



علل واقعه   یکی از علت‌های کشف شده - که در مدل آزمایشگاهی به اثبات رسیده است - در مورد وقوع زلزله و خروج گازهایی از زمین می‌باشد ، که در هنگام عبور کشتی‌ها باعث فرو رفتن کشتی به اعماق آب می‌گردد؛ ولی در مورد هواپیماهایی که از آن محل عبور کردند و ناپدید شدند خروج همین گازها از آب به سمت بالا باعث پایین کشیده شدن هواپیماها به سمت آب می‌شود که در صورت عدم کنترل ، هواپیما به داخل آب سقوط می‌کند ، ولی در مدل آزمایشی آن ، این مسأله در صورتی قابل حل است که هواپیما به این محل آشنا بوده و توانایی گرفتن دوباره ارتفاع را در صورت کم شدن ناگهانی آن داشته باشد. همچنین در مورد پیدا نشدن اجساد هواپیماها یا کشتی‌ها می‌توان گفت تعدادی از موارد ناپدید شده در اعماق دریا کشف شده است ، که نمونه‌های کشفی با نمونه‌های غرق شده کاملا تطبیق دارد.




  ۱- علل فرضی طبیعی 


جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گوی‌های آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود ، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتی‌ها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود ، قرار گرفتن تحت تأثیر نیرویی مغناطیسی و اختلالات امواج الکترومغناطیسی (ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتی‌های متعدد در یک منطقه نیست.)





  ۲- علل فرضی غیر طبیعی


  دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسان‌ها به کره زمین آمده‌اند. 

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد به وسیله ادگار کایس (پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست) ارائه شده است. به عقیده وی قرن‌ها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند.

به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتی‌ها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آن‌ها می‌گردد.





  نظریه و توضیحات کوشچه


  لارنس دیوید کوشچه - محقق دانشگاه ایالت آریزونا - در سال ۱۹۷۵ با انتشار کتابی به نام « اسرار مثلث برمودا برملا شد » اولین نظریه مخالف در این زمینه را منتشر نمود. تحقیقات وی در این کتاب شماری از اطلاعات نادرست و ناسازگار در مقاله بلیتزر را برملا نمود.




وی در این کتاب به وجود ناسازگاری‌های زیادی در گزارشات بلیتزر اشاره نمود و گفته‌های وی از زبان شاهدان عینی ، افراد زنده مانده در حوادث و همچنین تمامی انسانهای درگیر را نادرست و غیر واقعی بیان نمود. وی بیان نمود که بسیاری از اطلاعات مهم در مقاله بلیتزر از قلم افتاده است و به هیچ وجه کاملا بررسی نشده است.



به عنوان مثال در داستان بلیتزر در مورد مفقود شدن قایق معروفی که قصد داشت دور دنیا حرکت کند و سرنشین آن دونالد کروهرست ، بلیتزر به اسرار آمیز بودن این داستان اشاره نموده است ، در حالی که شواهد روشنی در مورد دلایل مفقود شدن وی در دسترس است و یا همچنین در مورد کشتی حمل زغال‌سنگ - که بلیتزر آن را این طور بیان نمود :


کشتی مزبور سه روز پس از ترک بندری در اقیانوس اطلس مفقود شده و دیگر هیچ ردپایی از آن یافت نشد


- مى‌گوید که در گزارشات واقعی ، یک کشتی با همین نام از بندری در اقیانوس آرام حرکت نموده است. همچنین کوشچه معتقد بود که درصد زیادی از حوادثی که به نام اسرار مثلث برمودا یاد شده ، کاملا خارج از منطقه مثلث برمودا اتفاق افتاده است و در اغلب موارد راه اثبات این مدعا بسیار ساده بوده است.




وی با جستجو در مقالات چاپ شده در روزنامه‌های وقت و همچنین اطلاع از وضع هوای گزارش شده در آن روز توانست وجود مغایرات در داستان‌های بیان شده در مورد اسرار مثلث برمودا را برملا سازد.




  نتیجه گیری‌


  - شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در این گزارشات در مقایسه با شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در دیگر مناطق اقیانوس ، به هیچ وجه زیادتر نبوده است.



  - طوفان‌های استوایی و گرمسیری بسیاری در این مناطق گزارش شده است و شمار گمشدگان در این گزارشات با توجه به تعداد این طوفان‌ها نامتناسب ، عجیب یا اسرار آمیز نمی‌باشد.

(بلیتزر و نویسندگان دیگر در مقالات خود اشاره‌ای به این واقعیت ننموده‌اند.)


  - اعداد و ارقام بیان شده در این گزارشات و تحقیقات آشفته اغراق آمیز است. کشتی‌ها و قایق‌هایی مفقود گزارش می‌گردند که بالاخره به بندرها بازگشته بودند - البتــه با اندكی تأخیـــر - و این موضوع گزارش نشده است.


  - برخی از این گزارشات در مورد مفقودین در واقع هیچگاه اتفاق نیفتاده‌اند؛ به طور مثال حادثه‌ای با عنوان سقوط هواپیما گزارش شده که مدعاست هواپیمایی مسافربری ، در سال ۱۹۳۷ از بندر دیتونا در فلوریدا در مقابل چشم صدها شاهد عینی پرواز نموده و در مثلث برمودا سقوط کرده است ، در حالی که در روزنامه‌هاى محلی آن زمان ، هیچ نوشته‌ای در اثبات این مدعا یافت نمی‌شود.




  نتیجه گیری کلی


 در مورد افسانه مثلث برمودا   افسانه‌ها و داستان‌هایی که به عنوان اسرار مثلث برمودا وجود دارد ، توسط نویسندگانی منتشر شده که عمدا یا سهوا با داشتن تصورات نادرست ، دلایل و مستندات ناقص و یا همچنین با پیروی از احساسات نادرست ، سعی در نوشتن آن‌ها نموده‌اند و این مقالات جعلی و تصنعی می‌باشند.


  مدلین رسبورتگارف - دانشمند و محقق ایتالیایی قرن بیستم - نیز در مورد بروز حوادث غیر عادی و خارق‌العاده در این منظقه ، پس از تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده است که اغلب حوادث یاد شده در این منطقه تنها اغراق آمیز نشان دادن برخی حوادث عادی بوده‌ ست؛ برای مثال کشتی فرانسوی BHG3566 ، که در سال ۱۹۷۷ در این منطقه ناپدید شد ، دو روز بعد در بندر ریجسرا دیده شد و شواهد به مدت کوتاهى از گم شدن این کشتی حکایت می‌کرد ، در حالی که هنوز هم برخی نویسندگان از این حادثه با نام کشتی وحشت یاد می‌کنند و بر این باورند که این کشتی در منطقه مثلث برمودا از بین رفته است و در تسخیر ارواح می‌باشد.






  گذشته و آینده برمودا


  به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمان‌های متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین « دریایی از مقبره‌ها » ، « مثلث شیطان » ، « مثلث مرگ » ، « دریای بدبختی » ، « گورستان آتلانتیک » نامیده می‌شده است.


  شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسان‌هایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 - که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست - شده است. 



اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد ، و شاید هم به خاطر معلوم نبودن دلیل اصلی این وقایع ، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد.

البته در اغلب گزارشات ارائه شده سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

ولی در پایان پست , حقیقت ماجراکه  بالاخره از طرف دانشمندان اعلام

و از طبقه بندی محرمانه خارج گردیده برای اطلاع شما درج شده است...






نگاهی دیگر ...



مثلث برمودا   Bermuda Triangle


مختصات: غربی‌°۷۱ شمالی‌°۲۵


(نقشه) مثلث برمودا مرزهای کلاسیک


مثلث برمودا  :  گروه‌بندی   مکان‌های فراطبیعی


نام دیگر :مثلث شیطان، دریای مرگ، اقیانوس سیاهی‌ها کشور آب‌های آزاد باهاما


منطقه :  اقیانوس اطلس


مختصات : غربی‌°۷۱ شمالی‌°۲۵  (به انگلیسی: Bermuda Triangle)‏



منطقه ی مثلث شکلی است که در شمال اقیانوس اطلس واقع شده‌است،  کشتی ها و  هواپیماهای متعدد  به طرز مرموزی در این منطقه ناپدید شده و یا از بین رفته‌اند.



[۱] نخستین گزارش ناپدیدشدن در مثلث برمودا را فردی به نام ادوارد ون وینکل جونز در ۱۶ سپتامبر ۱۹۵۰ در مجلهٔ آسوشیتد پرس ارائه داد. در یکی از این حادثه ۵ فروند هواپیما در پرواز ۱۹ ناپدید شدند و چند ثانیه پیش از این رخداد، فرمانده مأموریت می‌گفت که هیچ چیز در حالت طبیعی نیست و مشخص نیست این جا  کجاست...



سرانجام صدای خلبانان ضعیف و ضعیف تر شد تا به کلی قطع شد و هواپیماها برای همیشه ناپدید شدند. نظریات علمی متعددی از جمله میل مغناطیسی قطب‌نما، وجود گلف استریم در اعماق اقیانوس و خلیج مکزیک، اشتباهات انسان‌ها، آب‌وهوا، گاز متان و امواج سرکش ارائه داده شده‌است اما هیچ‌کدام به طور رسمی پذیرفته نشده‌اند.



عده ای از دانشمندان نیز دلیل این پدیده را فراطبیعی می‌خوانند. یکی از این دلایل فرورفتن قارهٔ افسانه‌ای آتلانتیس به زیر آب است.


افلاطون دراین‌باره می‌نویسد:


«مردم آتلانتیس برای فتح آتن سپاهیان بی شماری فراهم کردند و زئوس بر آن‌ها طوفانی نازل کرد که قابل تصور نبود.



طوفان سبب زمین‌لرزه‌ها و سیل‌های شدید شد و سرانجام دریا آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت.»



از دیگر نظریات فراطبیعی می توان به ربودن ۱۹ انسان توسط بیگانگان و موجودات فضایی و همین‌طور ورود به دنیایی دیگر اشاره کرد موقعیت جغرافیایی : نقشهٔ جغرافیایی مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است.


رأس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و مجدداً به سوی برمودا بازگشته‌است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه‌است.



[۲] این منطقه بر خلاف چیزی که از نامش (مثلث) پیداست، به شکل بیضی است. مساحت این منطقه ۵۰۰٬۰۰۰ مایل، ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع است و بخش‌هایی از اقیانوس اطلس، خلیج مکزیک، آزور، و هند غربی را در بر می‌گیرد. ادعا شده‌است که تعدادی از ناپدیدشدگان این منطقه مربوط به ۵۰۰ سال پیش بوده‌اند. از جمله فرضیه‌های مرتبط میتوان از ملاقات‌های خصمانهٔ بیگانگان با هم و تکنولوژی کشندهٔ آن‌ها برای نابودی جهان، فرورفتن قارهٔ افسانه‌ای آتلانتیس به زیر آب، دریای هیولاها، دنیایی دیگر، و فرضیه‌های دیگر نام برد.





[۳] ریشه‌یابی قسمتی از مثلث برمودا که بیشتر قربانیان این پدیده در آن‌جا ناپدید شدند. نخستین ادعای ناپدیدشدن غیرعادی در برمودا را ادوارد ون وینکل جونز در ۱۶ سپتامبر ۱۹۵۰ در مجلهٔ آسوشیتد پرس ارائه داد.




[۴] دو سال بعد، مجلهٔ فیت مقاله‌ای کوتاه از جورج ایکس با عنوان "رمز و رازهای دریا پشت درب‌های ما هستند" منتشر کرد.



[۵] در این مقاله دربارهٔ از دست دادن بسیاری از هواپیماها و کشتی‌ها از جمله پرواز ۱۹ به طور جامع صحبت شده‌است. در آوریل ۱۹۶۲، مجلهٔ لژیون آمریکایی ادعا کرد که نکتهٔ مهمی در پرواز ۱۹ وجود داشته‌است.



[۶] این مجله ادعا کرد که فرماندهٔ ماموریت گفته‌است:«ما در حال ورود به آب‌های سفید هستیم و هیچ چیز خوب به نظر نمی‌رسد. ما نمی دانیم که در کجا هستیم. آب سبز است یا سفید؟» حتی شایعه شد که پرواز ۱۹ به مریخ فرستاده شده‌است. این مقاله برای نخستین بار نشان داد که مردم از وقایع رخداده در این منطقه را دنبال می‌کنند. در فوریه ۱۹۶۴، «وینسنت گادیس» در مجلهٔ ارگزوا در مقاله‌ای به نام "مثلث برمودا قاتل است" دربارهٔ پرواز ۱۹ و دیگر رخدادهای این منطقه نوشت. در سال بعد، گادیس مقالهٔ خود را تا جایی گسترش داد که تبدیل به یک کتاب شد.




[۷] «لورنس دیوید کخ» پژوهشگر دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسندهٔ کتاب "راز مثلث برمودا" در سال ۱۹۷۵ ادعا کرد راه‌حلی در این‌باره پیدا کرده است. او اظهار داشت که نوشته‌های گادیس و دیگر نویسندگان درباره این پدیده بیش از حد اغراق آمیز بوده‌است. دیوید کخ با پژوهش‌های خود، اشتباهات و تناقصات بسیاری بین حساب و اظهارات چارلز برلیتز و شاهدان عینی و بازماندگان کشف کرد. کخ بسیاری از اطلاعات مربوط به کشتی‌های بادبانی و ناپدیدشدن آن‌ها را کشف کرد.

مجموع پژوهش‌های کخ عبارتند از: کشتی‌هاو هواپیماها که بزرگتر از بقیه بودند گرفتار طوفان گرمسیری شدند و تعدادی از آن‌ها ناپدید شدند و چارلز برلیتز و نویسندگان دیگر یادکردن طوفان در این حوادث را از یاد برده‌اند.برخی از اطلاعات موجود در پژوهش‌های دیگر اغراق‌آمیز بود. به عنوان مثال، کشتی ناپدید می‌شد و اما پرسش نامشخص این‌جاست که چرا برخی از هواپیماها به سختی خود را بندر رساندند و گرفتار مثلث برمودا نشدند؟مثلث برمودا به عنوان یک افسانه شهری در نظر گرفته شده‌است.





[۸] با توجه به غرق شدن کشتی نفت‌کش در سال ۱۹۷۲، قطعاتی از بقایای آن در خلیج مکزیک پیدا شد. محققان دریافتند که کاپیتان کشتی در دفتر کابین، یک فنجان قهوه را به سختی در دستش فشرده‌است و در همان حال جان داده است.




[۹] رخدادها قایق بادبانی کارول آ دیرینگ در ۲۹ ژانویه ۱۹۲۱، دو روز پیش از ترک کارولینای شمالی (گارد ساحلی ایالات متحده) یواس‌اس سایکلوپ نوشتار اصلی: یواس‌اس سایکلوپ در تاریخ ۴ مارس ۱۹۱۸ ناوگان کشتی یواس‌اس سایکلوپ پس از خروج از جزیرهٔ باربادوس ناپدید شد. این رخداد منجر به از دست رفتن بزرگترین ناوگان تاریخ نیروی دریایی ایالات متحده و هر ۳۰۹ خدمه کشتی شد. اگرچه هیچ نظریه تایید‌شده‌ای برای این حادثه ارائه نشده‌است، اما برخی علت این حادثه را طوفان و برخی فعالیت‌های دشمن در زمان جنگ جهانی اول دانسته‌اند.



[۱۰][۱۱] همراه با ناپدید شدن این کشتی، دو کشتی خواهر آن به نام‌های یواس‌اس پروتئوس و یواس‌اس نرئوس نیز در اقیانوس اطلس شمالی در زمان جنگ جهانی دوم ناپدید شدند. هر دو کشتی غیرنظامی بوده و وظیفه‌شان رساندن سنگ معدن فلز به سایکلوپ بود.

 کارول آ دیرینگ در سال ۱۹۲۱، پنج قایق بادبانی که دوسال پیش در سال ۱۹۱۹ به اقیانوس اطلس رفته بوده و بازنگشته بودند در کارولینای شمالی پیدا شدند. در آن زمان شایعات زیادی به راه افتاد و احتمال قربانی شدن آن‌ها توسط دزدان دریایی بر سر زبان‌ها افتاد. احتمال می‌رود که این کشتی‌ها یکی از کشتی‌های اس‌اس هویت باشند که در همان زمان ناپدید شدند.




[۱۲] ۵ فروند هواپیمای پرواز ۱۹ پرواز ۱۹ نوشتار اصلی: پرواز ۱۹ پرواز ۱۹ یکی از پیچیده‌ترین حوادث مثلث برمودا بوده‌است. در این حادثه ۵ فروند هواپیمای نظامی آمریکا از نوع «تی‌بی‌ام افینگر ۳» در تاریخ ۵ دسامبر ۱۹۴۵ برای یک عملیات اکتشافی همزمان به سمت مثلث برمودا به پرواز در آمدند، ساعاتی پس از پرواز ستوان یکم چارلز تیلور با برج مراقبت تماس برقرار کرده و وضعیت خود را به طرز عجیبی تشریح کرد، پس از آن‌که برج مراقبت توصیه کرد تا هواپیماها ۱۸۰ درجه تغییر مسیر دهند تا در جهت فلوریدا قرار بگیرند صدای خلبانان ضعیف و ضعیف‌تر شد تا به‌کلی قطع شد و هواپیماها برای همیشه ناپدید شدند.





[۱۳][۱۴] استار تیگر و استار آریل نوشتارهای اصلی: بی‌اس‌ای‌ای استار تیگر و بی‌اس‌ای‌ای استار آریل هواپیماهای استار تیگر و استار آریل دو فروند هواپیما از خانوادهٔ سلطنتی آورو تودور پنجم بودند و توسط هواپیمای مسافربری بریتانیا قصد فرود در آمریکای جنوبی را داشتند.





[۱۵] کوچکترین خطایی در ممکن بود هر دو هواپیما را نابود کند و آن‌ها را از رسیدن به آمریکای جنوبی بازدارد. پس از ورود به مثلث برمودا، هر دو هواپیما به یکباره ناپدید شدند.





[۱۶] داگلاس دی‌سی-۳ نوشتار اصلی: ایربورن ترنسپورت دی‌سی-۳ ایربورن ترنسپورت دی‌سی-۳ یکی از هواپیماهای مدل داگلاس دی‌سی-۳ است که در تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ در حالی که از سان خوآن، پورتوریکو به مقصد میامی پرواز می‌کرد، ناپدید شد. هیچ اثری از هواپیما و ۳۲ نفر سرنشین داخل آن یافت نشده‌است.




[۱۷] کی‌سی-۱۳۵ استراتوتانکرز نوشتار اصلی: بوئینگ کی‌سی-۱۳۵ استراتوتانکرز در ۲۸ اوت ۱۹۶۳، یک جفت هواپیمای کی‌سی-۱۳۵ استراتوتانکرز از سوی نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به پرواز در آمدند. در حالی که هر دو بر فراز اقیانوس اطلس پرواز می‌کردند، به هم برخورد کردند و در اقیانوس سقوط کردند.



(واینر، برلتیز، و گادیس[۱۸][۱۹][۲۰]) جالب این است که هنگام سقوط در آب ۱۶۰ مایل (۲۶۰ کیلومتر) با هم فاصله داشتند.[۲۱] کونمارا پنجم نوشتار اصلی: کونمارا پنجم کونمارا پنجم یک قایق بادبانی سرگردان در اقیانوس اطلس در جنوب برمودا بود که در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۵۵ پیدا شد.(برلیتز و واینر)



[۲۲][۲۳] تمام خدمهٔ قایق بادبانی ناپدید شدند در حالی که قایق بادبانی در طول سه روز طوفان در دریا جان سالم به در برد. در سال ۱۹۵۵، یکی از سنگین ترین طوفان‌های اقیانوس اطلس وزید که احتمال می‌رود موجب ناپدید شدن خدمهٔ این قایق بادبانی شده باشد.


[۲۴] کشتی الن آستین ۱۸۸۰  در مثلث برمودا ناپدید شد.[۲۵] کشتی یواس‌اس سایکلوپ ۴ مارس ۱۹۱۸ باربادوس بالتیمور کالیر، فرمانده کشتی و هر ۳۰۹ خدمه دیگر ناپدید شدند.



[۲۶]  کشتی کارول آ دیرینگ ۳۱ ژانویه ۱۹۲۱ کارولینای شمالی ریو دو ژانیرو، برزیل پنج قایق بادبانی در نزدیکی کیپ هتراس ناپدید شدند.



[۲۷]  کشتی اس‌اس کوتوپاکسی ۱ دسامبر ۱۹۲۵ چارلستون، کارولینای جنوبی هاوانا، کوبا درو روز پیش از رسیدن به هاوانا، کوبا، رادیو گزارش داد که چند کشتی غرق شده‌اند.



[۲۸]  کشتی یواس‌اس پروتئوس ۱۹۴۱ مکزیک ریو دو ژانیرو، برزیل هر ۵۸ نفر از دست رفتند و دو کشتی خواهرش نرئوس و اوریون نیز ناپدید شدند.[۲۹] کشتی یواس‌اس نرئوس ۱۹۴۱ مکزیک ریو د ژانیرو، برزیل این کشتی به همراه دو کشتی خواهرش پروتئوس و اوریون ناپدید شد.



[۲۹]  کشتی یواس‌اس اوریون ۱۹۴۱ مکزیک ریو دو ژانیرو، برزیل این کشتی همراه دو خواهرش پروتئوس و نرئوس ناپدید شد.




[۲۹] پرواز ۱۹ ۵ دسامبر ۱۹۴۵ ایالات متحده آمریکا  هر ۵ فروند هواپیما از دست رفتند. چند ثانیه پیش از ناپدیدشدن آن‌ها فرمانده می‌گفت که این جا هیچ چیز خوب نیست، آب سبز است یا سفید. همان روز یک هواپیمای مارینر در جستجوی آن‌ها بود.




[۳۰]  هواپیما ایربورن ترنسپورت دی‌سی-۳ ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ سان خوآن میامی هر سه خدمه و ۳۶ مسافر پیش از رسیدن به میامی ناپدید شدند.




[۳۱]  هواپیما بی‌اس‌ای‌ای استار تیگر ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ بریتانیا آزور این هواپیمای مسافربری خانوادهٔ سلطنتی تودور بوده‌است که ۶ خدمه و ۲۵ مسافر آن از بین رفتند.



[۳۲]  هواپیما بی‌اس‌ای‌ای استار آریل ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ برمودا جامایکا این هواپیمای مسافربری خانوادهٔ سلطنتی تودور بوده‌است که هر ۷ خدمه و ۱۳ مسافرش ناپدید شدند.




[۳۳]  کشتی اس‌اس مارین سولفور کوئین ۱۹۶۳ بومانت، تگزاس این کشتی ۱۵،۲۶۰ تن گوگرد را حمل می‌کرد و دریا خشمگین شد و بعد از ۱۶ فوت، بادهای شمالی شدیدی وزید و کشتی با ۳۹ خدمهٔ آن ناپدید شد.




[۳۴]  فانوس دریایی ایزاک ۱۹۶۹ بیمینی، باهاما فانوس دریایی و ۲ نگهبانش ناپدید شدند و هرگز پیدا نشدند.




[۳۵] نظریه‌های دانشمندان نظریات علمی قطب‌نما یکی از دلایل یادشده در حوادث مثلث برمودا است. بسیاری از فرضیه‌ها حامل این پیام بودند که ممکن است در این منطقه ناهنجاری‌های مغناطیسی غیرعادی وجود داشته باشد




[۳۶] در این منطقه قطب‌نما میل مغناطیسی دارد و گاهی اوقات دچار اشتباه می‌شود. مثلث برمودا نیز دارای قطب مغناطیسی شمال است و دریانوردان این واقعیت را از قرن‌ها پیش متوجه شده بودند. برای مثال، دریانوردان ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۰ بر روی خط ویسکانسین حرکت می‌کردند




[۳۷] ولی در نهایت به خلیج مکزیک رسیدند. در حالی که عموم مردم فکر می‌کنند که میل مغناطیسی قطب نما یک پدیدهٔ مرموز است. تصویری رنگی از گلف استریم و جریان شمالی که در غرب اقیانوس اطلس جاری است. (ناسا) یکی دیگر از دلایل علمی این پدیده وجود گلف استریم در اعماق اقیانوس که از خلیج مکزیک سرچشمه می‌گیرد و از راه تنگه فلوریدا به اقیانوس اطلس شمالی جریان پیدا می‌کند.


در حقیقت، یک رودخانه در اعماق این اقیانوس قرار دارد که می‌تواند چیزهای شناور را حمل کند. سرعت این جریان دریایی ۲٫۵ متر در ثانیه (۵٫۶ مایل در ساعت) است.




[۳۸] یکی از مهم ترین توضیحات در از دست دادن هواپیماها و کشتی‌ها، اشتباهات انسان است چون با حادثه ای روبرو می شود که تا به حال نظیرش را ندیده و نمیداند که چه باید بکند...




[۳۹] در ۱ ژانویه ۱۹۵۸، از روی لجبازی و سرسختی تاجر ها روی کاناور، بادبان‌های کشتی از دست رفتند و کشتی گرفتار طوفان جنوب فلوریدا شد.




[۴۰] یکی دیگر از دلایل علمی این پدیده رفتار خشونت آمیز آب‌وهوا است. طوفان‌های قدرتمند که در آب‌های گرمسیری تشکیل می‌شوند، سبب جان باختن هزاران نفر و خسارت‌های میلیارد دلاری شده‌است. غرق شدن ناوگان فرانسیسکو د بوبادیلا در سال ۱۵۰۲، نخستین نمونهٔ ثبت شده از این طوفان بوده‌است.


این طوفان در گذشته سبب تعدادی از حوادث مربوط به مثلث برمودا بوده‌است. احتمال می‌رود که علت غرق شدن کشتی در شهر بالتیمور در ۱۴ مه ۱۹۸۶، هوای سرد و طوفان‌های قدرتمند بوده‌است. در این کشتی، ناگهان باد شدید وزید و سرعت باد از ۲۰ مایل در ساعت به ۶۰-۹۰ مایل در ساعت افزایش یافت.

جیمز لوشین متخصص ماهواره مرکزی ملی طوفان، اعلام کرد که شرایط آب و هوایی بسیار سرد و ناپایدار بوده‌است و این ناپایداری به گونه‌ای سبب انفجار باد شده‌است.




[۴۱] مشابه این رویداد در سال ۲۰۱۰ در کونکوردیا در سواحل آرژانتین رخ داد. تصویری از پراکندگی گاز متان در سراسر جهان، سال ۱۹۹۶. (سازمان زمین‌شناسی آمریکا) یکی دیگر از دلایل علمی این پدیده وجود گاز متان (یک گاز طبیعی) است.




[۴۲] آزمایش‌های استرالیا ثابت کرده‌است که وجود حباب در آب، سبب کاهش چگالی و در نتیجه فرورفتن کشتی در اعماق آب می‌شود.





[۴۳][۴۴][۴۵] لاشه‌های هواپیماها و کشتی‌ها توسط گلف استریم در آب پراکنده می‌شود. این فرضیه ارائه شده‌است که متان سبب گل‌فشان در مناطق آبی پر از کف می‌شود و کشتی‌ها قدرت شناوری کافی در آب را نخواهند داشت. این اتفاق بدون هشدار و بسیار سریع رخ می‌دهد. انتشارات سازمان زمین‌شناسی آمریکا گفته‌است که متان در بسیاری از آب‌های جهان از جمله منطقه ریج بلیک، در ساحل جنوب شرقی ایالات متحده آمریکا وجود دارد.





[۴۶] با این حال، این سازمان با انتشار مقاله‌ای بیان کرده‌است که رویداد گاز متان در مثلث برمودا در ۱۵٬۰۰۰ سال پیش رخ داده‌است.




[۴۷] یکی دیگر از دلایل علمی این پدیده امواج سرکش است. در اقیانوس‌های مختلف و سراسر جهان، امواج سرکش موجب غرق شدن کشتی‌ها شده‌است




[۴۸] و سکوهای نفتی را سرنگون کرده‌است.




[۴۹] این امواج تا سال ۱۹۹۵ به عنوان یک رمز و راز و یک اسطوره در نظر گرفته می‌شد.





[۵۰][۵۱] نظریات فراطبیعی برخی از نویسندگان مثلث برمودا را پدیده‌ای فراطبیعی می دانند. یکی از نظریات رایج در این باره فرورفتن قارهٔ افسانه‌ای آتلانتیس در دریای بیمینی واقع در جزیره بیمینی است. به قلم افلاطون، مردم آتلانتیس برای فتح آتن سپاهیان بی شماری فراهم کردند و زئوس بر آن‌ها طوفانی نازل کرد که قابل تصور نبود.

طوفان سبب زمین‌لرزه و سیل‌های شدیدی به مدت یک شبانه روز شد و سرانجام دریا سرزمین آتلانتیس را به زیر خود فروبرد و ناپدید گشت. در حالی که بسیاری از نویسندگان با توجه به هواپیماهای گمگشته در این منطقه، دلیل این پدیده را چیز دیگری می‌خوانند.





[۵۲] این ایده توسط استیون اسپیلبرگ با توجه به فیلم علمی-تخیلی برخورد نزدیک از نوع سوم ارائه گردید و از داستان ربودن ۱۹ انسان توسط بیگانگان و موجودات فضاییپیروی می‌کند.

این داستان ادعا می‌کند که موجودات فضایی هواپیماها و کشتی‌هایما را می‌ربایند و به کرات خود می‌برند. یکی دیگر از نظریات رایج ورود به دنیایی دیگر است. پاره‌ای دانشمندان ادعا می‌کنند که مثلث برمودا، دریچه برای گشودن دنیایی دیگر است و هواپیماها و کشتی‌های انسان‌ها وارد آن دنیا می‌شوند.


[۵۳] چارلز برلیتز نویسندهٔ کتاب‌های متعددی دربارهٔ پدیده‌های فراطبیعی، این پدیده را نابودی انسان‌ها بدون هیچ توضیحی می داند.




[۵۴] نتیجه گیری ...



 در سال 2012 اسنادی از پرونده ی مثلث برمودا  از طبقه بندی


فوق محرمانه خارج  و در  اختیار  دیگر دانشمندان قرار گرفت


و شاید  این جمله ی چند سطری جوابی بود برای تلاش عده ای


از دانشمندان و محققین که تا آن روز با سوالات بی پاسخی روبرو


بودند ...


آن  جمله ی  چند خطی   این است :



مثلث برمودا   یک تونل زمان   بسیار قدرتمند است  که   برای



انتقال به زمان   در کهکشان راه شیری   توسط  "خاکستری ها "



استفاده می گردد. آن طرف تونل سیستم ستاره ای "زتا رتیکولی"


قرار دارد ک تقریبا 40 سال نوری با زمین فاصله دارد .


این تونل 40 سال نوری را به مدت 9 ماه زمینی کاهش می دهد .







The Bermuda Triangle is a region in the western part of the North Atlantic Ocean in which ships, planes, and people are alleged to have mysteriously vanished



map showing the location of the Bermuda Triangle

This map shows the general location of the infamous Bermuda Triangle




For decades, the Atlantic Ocean’s fabled Bermuda Triangle has captured the human imagination with unexplained disappearances of ships, planes, and people.

Some speculate that unknown and mysterious forces account for the unexplained disappearances, such as extraterrestrials capturing humans for study; the influence of the lost continent of Atlantis; vortices that suck objects into other dimensions; and other whimsical ideas.  Some explanations are more grounded in science, if not in evidence.  These include oceanic flatulence (methane gas erupting from ocean sediments) and disruptions in geomagnetic lines of flux.

Environmental considerations could explain many, if not most, of the disappearances.  The majority of Atlantic tropical storms and hurricanes pass through the Bermuda Triangle, and in the days prior to improved weather forecasting, these dangerous storms claimed many ships.  Also, the Gulf Stream can cause rapid, sometimes violent, changes in weather.  Additionally, the large number of islands in the Caribbean Sea creates many areas of shallow water that can be treacherous to ship navigation. And there is some evidence to suggest that the Bermuda Triangle is a place where a “magnetic” compass sometimes points towards “true” north, as opposed to “magnetic” north. 

The U.S. Navy and U.S. Coast Guard contend that there are no supernatural explanations for disasters at sea.  Their experience suggests that the combined forces of nature and human fallibility outdo even the most incredulous science fiction. They add that no official maps exist that delineate the boundaries of the Bermuda Triangle. The U. S. Board of Geographic Names does not recognize the Bermuda Triangle as an official name and does not maintain an official file on the area.

The ocean has always been a mysterious place to humans, and when foul weather or poor navigation is involved, it can be a very deadly place.  This is true all over the world.  There is no evidence that mysterious disappearances occur with any greater frequency in the Bermuda Triangle than in any other large, well-traveled area of the ocean.


مدار عجیب عرض شمالی





     از  مدار  عجیب   عرض شمالی 

کره ی زمین  چه می دانید  ... ؟

















مثلث برمودا ...  اهرام مصر ...  مثلث شیطان  و


  صحرای سکوت   در  این مدار   قرار دارند .












مثلث اژدها





    وقتی در قلمرو منطقه های عجیب کلمه ی «مثلث» را می بینیم معمولاً ‌به یاد مثلث «برمودا» می افتیم، ‌در حالی که مثلث دیگری نیز وجود دارد که از مثلث برمودا عجیب تر و اسرارآمیزتر است.


این مثلث مرموز در دریای ژاپن بین دو کشور ژاپن و چین قرار دارد و به مثلث اژدها یا دریای شیاطین اژدهایی معروف است. در این منطقه نیز مانند مثلث برمودا دستگاه های ردیابی، ‌قطب نماها، ‌رادیوها و انواع بی سیم ها و رادارها دچار اختلال می شوند.






در آن جا امواج بسیار بلندی هستند که از سه جهت می تازند و میلیاردها تن آب خروشان و کف آلود را بالا می برند، ‌برای این امواج بسیار آسان است بزرگ ترین کشتی ها را مانند حبابی بر آب نابود کنند.


این امواج مهیب «مثلث اژدها» نام دارند. انرژی هر یک از این موج ها آن قدر زیاد است که می توانند انرژی شهر بزرگی مانند نیویورک را تا شش ماه تغذیه کنند، ‌البته پس از این که در سال 1987 آخرین گروهی که از موسسه ی مهار انرژی های افسار گسیخته با کشتی «پلانگتون» به سوی قلب مثلث اژدها حرکت کردند ناپدید شدند، دولت های ژاپن و چین هر تحقیقی را در این منطقه ممنوع و غیر قانونی اعلام کردند.


«یوکاما هومیشی» دانشمند برجسته ی تحقیقات علوم مغناطیسی معتقد است ورود به منطقه ی مثلث اژدها غیرممکن است و اگر تمام دانشمندان جهان دست به دست هم دهند، ‌محال است بتوانند حتی به قلب مثلث اژدها نزدیک شوند.


او می گوید: «وقتی کشتی پلانگتون به سوی منطقه ی ممنوعه می رفت، ‌دوربین های ماهواره ی ژاپن که از ورای جو در حال عکس برداری بودند، ‌صحنه های عجیبی ثبت کردند. چند سال بعد خانم «سینتا آساتو» که مسؤول پاک کردن فایل های اضافی موسسه ی عکس های ماهواره ای بود، ‌در عکس هایی که در منطقه ی مثلث اژدها برداشته شده بود متوجه نکات جالبی شد. او کشتی پلانگتون را دید که با موج مهیبی بالا رفته بود. در اطراف موج نیز سه سایه تشخیص داد که شبیه اژدها بودند و به نظر می رسید در حال متلاطم کردن دریا هستند.


موضوع عجیب تر این بود که در عکس های صدها کیلومتر آن سوتر، (نزدیک سواحل کارائیب) بار دیگر کشتی پلانگتون را دید که همان موج ها با همان سه اژدها در حال فرو غلتیدن در گرداب عظیمی بودند».


این کشف باعث شد دانشمندان به این موضوع توجه کنند و آثار جالب تری به دست بیاورند که یکی از آن ها دوازده ثانیه موج رادیویی است که در چهارده گیرنده ی محلی واقع در خلیج مکزیک تداخل کرده و ضبط شده است. در این سند هیجان انگیز صدای کاپیتان کشتی پلانگتون ثبت شده که با لحنی پر از ترس و هیجان می گوید:«خدای من... ما بالای خلیج مکزیک هستیم! صدام رو می شنوین؟ من کاپیتان پلانگتون هستم. این سه تا اژدها که شبیه ابرهای سیاه و بارانی هستن، ‌چهار ملوان و دو افسر منو با خودشون بردن...».


این پیام با فریاد ناگهانی کاپیتان «جرج تولوز» قطع شد. در سند دیگری که دولت ژاپن منتشر کرده چنین می خوانیم:« از سال 1952 تا 54 کشتی های زیادی در منطقه ی مثلث اژدها ناپدید شدند،‌ از جمله پنج کشتی نیروی دریایی ژاپن با هفتصد خدمه گرفتار امواج افسار گسیخته ی مثلث اژدها شده و با از دست دادن ارتباطات رادیویی خود برای همیشه ناپدید شدند.


در سال 1954،‌ژاپن کشتی پژوهشی «کائیو ماری» را با سی و یک دانشمند که از سراسر جهان گرد آمده بودند برای تحقیق به این منطقه فرستاد. آخرین خبری که از این کشتی دریافت شد،‌ فریاد خدمه و دانشمندان کشتی بود که به شکلی نامفهوم التماس می کردند به آن ها رحم شود.


دیگر هیچ خبری نشد و دولت ژاپن برای نخستین بار رفت و آمد را در آن جا ممنوع اعلام کرد، البته این قانون تا سال 1987 زیاد جدی گرفته نشد». علم چه می گوید؟ یکی از رأس های مثلث اژدها از شمال غربی توکیو آغاز شده و به سوی شرق می رود، سپس به طرف جنوب و از آن جا به سمت شمال غربی توکیو می رود.


«ایوان ساندرسن» در کتاب «دوازده گورستان شیطان» می گوید:« تاکنون دوازده منطقه کشف کرده ایم که دارای شبکه هایی از اختلالات الکترومغناطیسی هستند و بعضی از آن ها از برمودا و مثلث اژدها خطرناک ترند، ‌اما چون کسی از آن جاها نمی گذرد خطرات شان نیز دیده نمی شود. این نقاط جغرافیایی با درصد ناچیزی اختلاف در پنج نقطه ی نیمکره ی شمالی و پنج نقطه ی نیمکره ی جنوبی قرار گرفته اند.


دو نقطه ی دیگرش هم در قطب شمال و جنوب هستند. در شش نقطه از این نواحی برای کشتی ها و هواپیماها مشکلات و حوادثی ناگواری پیش آمده است. در این نقاط آب های جاری و در افسانه های ژاپنی و در نقاشی هایی که بر دیواره ی غارها کشیده شده اند، به موجودات و پرنده ی عجیبی اشاره شده که تا چند هزار سال شکلی معما گونه داشته اند،‌ اما اگر امروز بخواهیم آن ها را تفسیر کنیم به موجودات فضایی و سفینه های آنها می رسیم که از دوازده هزار سال پیش با مردم منطقه ی مثلث اژدها ارتباطاتی داشته اند.


یکی از افسانه های قدیمی ژاپنی می گوید: « دو گوهر روز از اقیانوس بیرون می آمد و تا ساحل پرواز می کرد،‌سپس در کارهای روزمره به ماهیگیران و خانواده های آن ها کمک می کرد. او در بعضی از ابزار کار مردم تغییراتی ایجاد می کرد تا بهتر و سودمندتر باشند. آن ها از جنگ بیزار بودند و اگر بین دو قبیله جنگی در می گرفت، ‌کاری می کردند که هر دو قبیله با هم صلح کنند». امروز در ژاپن بیش از صد مجسمه ی دوگو به دست آمده که زمان ساخت آن ها با هم از دویست تا دو هزار و پانصد سال فرق می کند اما همگی یک شکل دارند: اندامی که تقریباً شبیه انسان است و کلاهی بر سر دارد. در چشم های بزرگش که بیشتر به عینک شباهت دارند، ‌خطی افقی دیده می شود که مانند حفاظ دیافراگم بعضی از دوربین هاست. لباس آن ها از گردن به پایین را پوشانده و به نظر می رسد بدون منفذ است.


این لباس ها شبیه لباس فضانوردی و حتی مانند لباس غواصی است. چند نقاشی قدیمی هم وجود دارد که نشان می دهد تعدادی انسان روی وسیله ای در حال پروازند و حیواناتی را شکار می کنند. سرد اقیانوس ها که به سمت جنوب می روند،‌ با جریان هایی که از روبه رو می آیند و در نقاط کم عمق تر جریان دارند برخورد می کنند و باعث گرداب های مغناطیسی مهیب و عظیمی می شوند.







در مثلث اژدها گودال های عمیقی وجود دارند که به آن ها گودال های بی انتهای اقیانوسی می گویند. شرایط مغناطیسی این منطقه با جاهای دیگر بسیار فرق می کند و هنوز نتوانسته ایم برای شدت جریان های مغناطیسی توجیه علمی خاصی پیدا کنیم آیا مثلث اژدها فقط یک گرداب ناپایدار زمین شناختی است و آیا ناپدید شدن صدها کشتی، ‌هواپیما و زیردریایی در محدوده ی مثلث اژدها فقط به دلیل اثر جانبی اقیانوس است؟ هیچ کس جواب این سوال را نمی داند. 











    صحرای سکوت       مکزیک 



  BEYOND REALITY: MEXICO'S ZONE 





در سطح سياره خاكي نواحي بسياري وجود دارد كه بوميان منطقه به آن نفرين شده مي‌گويند. برخي از اين مناطق فاقد جاذبه‌ يا ديگر شرايط كاملا طبيعي در مناطق ديگر هستند و خاصيت‌هايي دارند كه هنوز علم پيشرفته بشر قادر به توضيح آنها نبوده است.


يكي از مرموزترين آنها «منطقه سكوت» واقع در مكزيك مي‌باشد.



منطقه سكوت نقطه‌اي از مكزيك است كه سيگنال‌هاي راديويي و تلويزيوني را مي‌بلعد و اجازه نمي‌دهد ذره‌اي از آن به سوي بشر برود. همين منطقه است كه از ديرباز به منطقه رويت فضايي‌ها معروف بوده است.


رازي به وسعت قرون


دكتر سانتياگو گارسيا دانشمند مكزيكي مي‌گويد: از اواسط قرن نوزدهم ميلادي مردم متوجه خصوصيات اسرارآميز اين منطقه گرديدند. از همان زمان بود كه كشاورزاني كه در سرزمين ممنوعه به دنبال به دست آوردن روزي بودند قلوه سنگ‌هاي داغي را يافتند كه مي‌گفتند از آسمان به زمين افتاده است.


 در دهه 1930 «فرانسيسكو سارابيا» يكي از خلبانان خطوط هوايي «كواهويلا» يكي از ايالات شمالي مكزيك گزارش داد كه دستگاه بي‌سيم او به طور مرموزي از كارافتاده و هيچ خبري را مخابره نمي‌كند.


او نخستين قرباني منطقه سكوت تلقي مي‌گردد. با اين وجود در سال 1970 بود كه مردم از وجود چنين منطقه‌اي آگاه شدند. در آن سال يكي از موشك‌هاي آمريكايي كه از پايگاه موشكي «وايت سندز» به سوي آسمان منطقه سكوت فرستاده شده بود مختل گرديد و نهايتا مفهوم شد.


دو سه سال بعد يكي از تقويت‌كندگان ماهواره‌ زحل كه در پروژه آپولو مورد استفاده قرار مي‌گرفت درست در همان منطقه از كار افتاد و همين موضوع باعث شد كه ارتش آمريكا گروهي را براي تحقيق در اين زمينه به منطقه بفرستد.


مهندس «هري پنا» نخستين كسي بود كه منطقه سكوت و خصوصيات گيج‌كننده راديويي آن را كشف كرد. «منطقه سكوت در 25 مايلي سرزمين مسكوني «سبالوس» قرار دارد.

بياباني وسيع پر از مارهاي سمي و بوته‌هاي بياباني كه در ظاهر هيچ تفاوتي با ديگر بيابان‌هاي منطقه ندارد.

«پنا» و همراهانش دريافتند كه از وقتي وارد اين منطقه شده‌اند سكوتي عميق همه‌جا را دربرگرفته و آنها قادر نيستند پيغامي را به پايگاه مخابره كرده و يا از آن خبري دريافت كنند.


آنها حتي نمي‌توانستند با راديوهاي ترانريستوري با يكديگر ارتباط برقرار نمايند. راديوهاي جيبي كار نمي‌كردند و تنها صداي خش‌خشي از آنها شنيده مي‌شد. تا به امروز هنوز كسي از اهالي شهرك سبالوس نتوانسته است يك سيگنال تلويزيوني را دريافت نمايد.


به نظر مي‌رسد نوعي نيروي مغناطيسي در اين منطقه وجود دارد كه امواج راديويي را از بين مي‌برد. از آن زمان تاكنون دانشمندان بسياري به منطقه سكوت مكزيك سفر كرده و تحقيقاتي بيشمار بر روي آن انجام گرفته است ولي هنوز كسي نتوانسته منشايي براي اين اختلال كشف كند.


شايد بد نباشد كه ذكر كنيم اين منطقه درست در شمال مدار سرطان و جنوب مدار سي‌ام قرار دارد و اين درست منطقه‌اي از زمين است كه تعداد زيادي از پديده‌هاي غيرعادي ديگر مثل مثلث برمودا در آن قرار دارد و تعداد زيادي از گزارشات رويارويي با فضايي‌ها و بشقاب‌پرنده‌ها و وجود حيات غيرانساني در آن به ثبت رسيده است.





تا همين چند سال پيش انسان‌هاي زنده‌اي بر روي زمين زندگي مي‌كردند كه در دهه‌هاي نخست قرن بيستم در منطقه سكوت با موجوداتي ماورايي مواجه گشته بودند. شاهدان عيني روز سيزدهم اكتبر سال 1975 «ارنستو و جوزفينا دياز» زن و شوهري متهور، با وانت مدل بالايشان به منطقه سكوت رفتند تا سنگ‌ها و فسيل‌هاي غيرعادي جمع كنند.


زماني كه سرشان به كار گرم بود ناگهان متوجه طوفاني بياباني شدند كه به آنها نزديك مي‌شد. آنها بلافاصله سوار وانت خود شدند تا از طوفان فرار كنند ولي باراني سيل‌آسا به آنها رسيد و زمين را پر از گل‌هاي چسبنده و شل كرد.



به طوري كه وانت آنها در گل ماند و بيرون رفتن از آن غيرممكن به نظر مي‌رسيد. وقتي آنها در حال كشمكش با اين مشكل و تلاش براي بيرون آوردن وانت از ميان گل‌ها بودند، دو مرد بسيار بلندقد با لباسي سراسر زردرنگ و با چهره‌هايي غيرعادي البته نه آنقدر غيرعادي كه هشداردهنده باشد به آنها نزديك شدند و پيشنهاد كمك دادند. خانم و آقاي دياز سوار ماشين خود بودند و در همان حال دو مرد آنها را هول داده و خيلي راحت آنها را از چاله بيرون آورده و در زميني سفت‌تر قرار دادند.



وقتي آقاي دياز از وانت پياده شد تا از آنها تشكر كند هيچ اثري از آن دو مرد ديده نمي‌شد. حتي ردپاي آنها هم روي گل نمانده بود و در سراسر آن بيابان اثري از انسان به چشم نمي‌خورد. مسافريني كه به طور مرتب از اين منطقه عبور مي‌كنند بارها شاهد نورهايي عجيب بوده‌اند كه شب هنگام در آنجا ديده مي‌شوند.


نورهايي كه گاه رنگارنگ هستند و مرتب تغييررنگ مي‌دهند، گاه ثابت يك جا مي‌مانند و گاه حركت مي‌كنند. دو مزرعه‌دار كه اواخر شب از يك مهماني به خانه بازمي‌گشتند نوري تابناك را ديدند كه به سمت زمين پايين آمد. سپس موجوداتي شبيه به انسان از آن خارج شدند كه مثل نور اول درخشان و ترسناك به نظر رسيدند.



اين موجودات به سوي اين دو مزرعه‌دار حركت كردند ولي آنها به سرعت از منطقه گريختند. فرداي آن روز يكي از آنها به منطقه سكوت بازگشت و ديد درست در همان مكاني كه نور درخشان بر زمين نشسته بود، تمام گياهان سوخته و از بين رفته‌اند. تاكنون دهها گزارش نظير داستان ذكر شده به ثبت رسيده است. دكترگارسيا كه تمام عمر خود را صرف تحقيق بر روي اتفاقات و خصوصيات غيرطبيعي اين منطقه كرده معتقد است بيشتر نورهايي كه در اين گزارشات ذكر شده متعلق به اتومبيل‌هاي در حال حركت است كه اغلب نظامي هستند.




اين اتومبيل‌هاي آمريكايي روزها شارژ مي‌شوند و شب‌ها به ماموريت‌هاي مخفي خود ادامه مي‌دهند. با اين حال او اعتقاد دارد كه همه اين شاهدان فريب نورهاي زميني را نخورده‌اند و برخي از آنها گزارشاتي تكان‌دهنده نيز داشته‌اند. كاركنان يكي از مزارع محلي مي‌گويند بارها سه موجود غيرعادي را ديده‌اند. يك زن و دو مرد با قد بلند، موهاي بلند و بلوند كه بسيار مودب هستند و با لهجه خاص اسپانيايي صحبت مي‌كنند.




آنها همگي معتقدند كه صداي اين سه نفر به طرز عجيبي زنگ‌دار است و لباس‌هايي عجيب و خنده‌دار به تن دارند. وقتي مزرعه‌داران از آنها پرسيدند اهل كجا هستند تنها به لبخندي بسنده كردند و گفتند: «اهل بالا». هيچ‌يك از اتفاقات منطقه سكوت به سادگي فراموش نمي‌شود و «لوييس راميرز ريس» روزنامه‌نگار مطمئنا هرگز تجربه خود را فراموش نخواهد كرد. او در سال 1978 به همراه يك گروه خبري كه قصد داشت مطالبي درباره اين منطقه كشف كند به آنجا رفت.




راميرز به همراه عكاس خود از گروه جدا شد تا به تنهايي به دنبال سرنخي بگردد. مدتي بعد كه در سرزمين برهوت سرگردان بودند راميرز با ناراحتي دريافت كه آبي براي آنها باقي نمانده و آنها در حقيقت گم شده‌اند. ناگهان او متوجه سه نفر شد كه به سوي آنها مي‌آمدند.


راميرز به اين اميد كه شايد اين افراد محلي بتوانند آنها را راهنمايي كنند، به همراش كه رانندگي مي‌كرد گفت كه سرعتش را كم كند تا او بتواند با آنها صحبت كند ولي عكاس اصلا آنها را نديد و از كنارشان رد شد.




كمي جلوتر بار ديگر و در كمال تعجب راميرز همان سه نفر را ديد كه با لباس‌هايي كاملا معمولي به سوي آنها مي‌آمدند. اين بار راميرز به عكاس گفت اتومبيل را نگه دارد و توانست با آنها صحبت كند. راميرز از آنها پرسيد آيا اتومبيل‌هايي مثل مال آنها را در بيابان ديده‌اند و آنها جواب منفي دادند ولي مسير «بايوسفر» پايگاه تحقيقاتي مكزيك در منطقه سكوت را به آنها نشان دادند و گفتند هيچ آبي همراه خود ندارند.


آن سه نفر ادعا مي‌كردند كه چند تا از حيواناتشان گم شده‌اند و آنها براي يافتن آنها به بيابان آمده‌اند. وقتي سرانجام به پايگاه رسيدند دريافتند كه هيچ انساني در آن منطقه زندگي نمي‌كند و امكان ندارد حيوانات مزرعه به آنجا آمده باشند.




تحقيقاتي كه در چند روز آينده نيز انجام شد نشان داد كه هيچ‌كس وارد منطقه سكوت نشده است. راميرز هنوز هم نمي‌داند آن روز و در آن بيابان سوزان با چه كساني صحبت مي‌كرده است. اين گزارشات از كجا نشات مي‌گيرند؟ آيا منشاء آنها واقعي است يا زاييده تخيلات يا اشتباهات سهوي مي‌باشند؟ هنوز هيچ‌كس پاسخ اين سوالات را نمي‌داند ولي اين پرسش همچنان وجود دارد كه امواج راديويي در اين منطقه به كجا مي‌روند؟! 




  اگر در این منطقه کسی گیر بیفتد  و راه خود را گم کند به دشواری می تواند فرار کند.شاهدان  بسیاری در این منطقه ادعا کرده اند که سایه هایی شبیه به انسان و اشباح را دیده اند که ناگهان ناپدید شده اند.گفته می شود در این منطقه شما نمی توانید صدای مکالمه ی دیگر افراد را بشنوید.




ادعای دیدن یوفوها و حتی اینکه این منطقه پایگاه فرود بشقاب پرنده ها روی زمین است از دیگر ادعاهایی است که در مورد این منطقه مطرح می شود.البته ادعای دیدن موجودات فرا زمینی در این منطقه جدید نیست  و حتی به اواخر قرن بیستم بر می گردد.دانشمندان در مکزیک به این منطقه لقب دریای تتیس را داده اند زیرا معتقدند میلیون ها سال پیش این منطقه زیر آب بوده است که البته فسیل هایی که در این منطقه پیدا شده تا حدی این نظریه را ثابت می کند.نخستین بار در دهه ی 1970 بود که ثابت شد از این منطقه هیچ نوع سیگنال رادیویی،تلویزیونی و یا ماهواره ای نمی تواند عبور کند.



در جولای 1970 یک موشک ارتش آمریکا در این منطقه سقوط کرد و زمانی که گروه جست و جو برای پیدا کردن لاشه ی این موشک وارد منطقه شدند فهمیدند که امواج نمی توانند به این منطقه وارد شوند.این تنها یکی از ویژگی های منطقه ی سکوت است.


این منطقه ،مغناطیس بسیار بالایی دارد که همین امر باعث شده تا بیشترین بارش شهاب سنگ ها را داشته باشد.بزرگترین شهاب سنگی که تاکنون به زمین برخورد کرده در سال 1969 به منطقه ای موسوم به آلند بود که گفته می شود اندازه ی آن به بزرگی یک اتومبیل بود.



  رهگذران و کسانی که وارد این منطقه شده اند به کرات گفته اند که نور های عجیبی را در آسمان    دیده اند که درخشش غیرعادی داشته اند.یکی از معروف ترین داستان های مربوط به دیدن موجودات عجیب و ارواح ،به سال 1975 بر می گردد، ارنست و جوزفین زوجی که برای پیدا کردن فسیل وارد این منطقه شده بودند،در حالی که مشغول کار بودند متوجه توفانی می شوند که به سراغ آنها می آید.سرعت حرکت توفان بالا بود و آنها در آن گرفتار می شوند.در حالی که آنها سعی دارند خودروی خود را که در گل و لای گیر کرده بیرون بیاورند،دو نفر که بارانی زرد پوشیده اند به آنها نزدیک می شوند.


آنها به این زوج کمک می کنند تا ماشین را از گل در آورند.پس از نجات،زمانی که می خواهند از این دو مرد تشکر کنند آنها ناپدید می شوند و جالب اینکه هیچ ردپایی از آنها روی زمین گل آلود باقی نمانده بود.   اسرار و عجایب منطقه ی سکوت هنوز سر به مهر است و توجیهی برای اتفاقات و رویداد های عجیب آن پیدا نشده است...


















اهرام ثلاثه ی مصر



مجموعه اهرام جیزه  مختصات: ‏۵۸″ ۰۷′ ۳۱°شرقی ‏۳۴″ ۵۸′ ۲۹°شمالی

 مجموعه اهرام جیزه  میراث جهانی یونسکو اطلاعات اثر : کشور مصر


نوع : فرهنگی معیار ثبت i, iii, iv شمارهٔ ثبت ۸۶[۱] منطقه آفریقا






  تاریخچهٔ ثبت ۱۹۷۹ (جلسه ۳ام) (طی نشست نامشخص) * نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو † منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو  :مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه : اهرام تاریخی


ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده‌است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفت‌گانه جهان محسوب می‌شود.


[۲] قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر می‌رسد که نام‌های آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از عجایب هفت گانه است. مساحت جیزه در حدود ۸ کیلومتر است. سه هرم اصلی مجموعه عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. علاوه بر آن چندین هرم کوچکتر، مجسمه ابوالهول و کشتی بزرگ مصری متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نیز در منطقه جیزه واقع شده‌است. برخی از پژوهشگران، تاریخ ساخت اهرام را به بیش از ۱۲ هزار سال پیش نسبت می‌دهند که هنوز منبع موثقی در این مورد یافت نشده‌است. محتویات ۱ ساخت۲ هرم خوفو۳ نقشهٔ مجموعه اهرام جیزه۴ نگارخانه۵ پانویس۶ جستارهای وابسته۷ منابع ساخت تصویر هرم بزرگ جیزه (هرم خوفو) در قرن ۱۹ میلادی، برای ساخت این هرم ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به کار گرفته شدند. این هرمها که از حدود سال ۲۵۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌اند، با رمز و علم پنهانی ارتباط پیدا کرده‌اند و نمادهای حکمت ازلی، سرزمین مصر، پایداری ابدی و فنون جادوگری بودند. اهرام جیزه نقطه اوجی در تکامل شیوه معماری مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است که با ساختن  مقابر اولیه مصریان که غالباً آجری یا سنگی بودند، آغاز و با هرم پلکانی زوسر پیشرفت کرد.


[۳] از سال۲۳۰۰ تا۲۷۰۰ قبل از میلاد، ۸۰ هرم در مصر ساخته شد. اولین هرم بزرگ را دومین پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر بر پا کرد و این سنت تا سلسه هجدهم ادامه یافت. بعد از آن تا بیست و پنجمین فرعون دیگر هرمی ساخته نشد.


[۴] هرم خوفو هرم خوفو در ۲۵۶۰ سال قبل از میلاد ساخته شده‌است. این هرم بلندترین بنای ساخته دست بشر از ۴۴۰۰ سال پیش تا سال ۱۸۸۹ بود، زمانیکه برج ایفل با ارتفاع ۳۰۰ متر ساخته شد. محدوده هرم خوفو باندازه ۶ قطعه زمین شهری عظیم می‌باشد. بیشتر سنگهای بکار رفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل می‌شوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می‌بینیم مقبره فرعونی به نام خوفو بوده که درآن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده‌است. فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاﻗﺒﺄ برای ساختن بناهای خودشان می‌دزدیدند. این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم ۵ درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که ۱۳۸ متر است برسد. هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است. اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده‌است.


[۵] نقشهٔ مجموعه اهرام جیزه ۱. هرم خوفو ۲. هرم خفره ۳. هرم منکور ۴. معبد تدفینی خفره ۵. معبد تدفینی ۶. هرم فرعی ۷. پرستشگاه دره‎ای خفره ۸. پرستشگاه دره‌ای منکور ۹. مقبره‌های ملکه هتفرس اول ۱۰. آرامگاه ملکهٔ خنت‌کاوس اول ۱۱. اهرام ملکه‌ها ۱۲. مصطبهها ۱۳. تندیس ابولهول ۱۴. معبد ابولهول ۱۵. آرامگاه همیونو ۱۶. پژوهشکده اهرام جیزه ۱۷. بلیط‌فروشی ۱۸. گودال قایق‌ها ۱۹. جادهٔ جدید ۲۰. مقبره‌های کنده‌شده در صخره ۲۱. روستای کارگران ۲۲. قاهره ۲۳. روستای نزله‌السمان ۲۴. گذرگاه سنگ‌فرش تدفینی ۲۵. معبد سنگ منکور ۲۶. گورستان جدید ۲۷.مقبره‌های کنده‌شده در صخره ۲۸. دیوار حصار ۲۹. مصطبه و مقبرهٔ کنده‌شده در صخره ۳۰. گورستان غرب ۳۱. گورستان شرق ۳۲. مصطبه و مقبرهٔ کنده‌شده در صخره در منطقهٔ مرکزی




نمایی از نسبت اندازه انسان‌ها و اهرام نمای هوایی اهرام هرم خفره در پشت مجسمه ابوالهول. این هرم دومین هرم بزرگ در اهرام جیزه است. عجايب اهرام ثلاثه مصر      گوشه ای از عجایب داخل هرم اگرمقداری آب چند هفته در هرم قرار گیرد به آبی فعال با خواص عجیب تبدیل میگردد. برای مثال، اگر آب آلوده باشد بعد از این مدت کاملا ضد عفونی میشود.


دست دختر چهارده ساله که در حادثه ای به شدت آسیب دیده بود، بعد ازسی دقیقه قرار گرفتن در این آب از درد افتاد و بعد از دو روز بهبود پیداکرد. خانمی به نام پتی با استفاده مکرر از این آب چهره ای جوان و شاداب تریافته است.


کنی هیل گیاهی را به مدت پنج روز بدون آب داخل هرمنگهداری کرد، زمانی که گیاه را کاملا تازه و شاداب بود از هرم خارج کردبلافاصله پژمرده شد.اگر بذر گوجه فرنگی داخل هرم کشت شود و سپس نشای آن در بیرون کاشته شود محصول آن چند برابر بوته های مشابه می شود. شیرکه به سرعت فاسد می شود بیسش از یک هقته در هرم سالم و قابل استفاده باقیمی ماند اما در غلظت آن تغییراتی حاصل می شود. این امر دو شرکت بزرگایتالیایی و فرانسوی را بر آن داشته است که پاکتهای مقوایی شیر را در بهصورت هرم به بازار عرضه کنند.


  گوشت در داخل هرمهایی با ابعاد اهرام مصر و یا متناسب با آنها، با وجود آنکه دو سوم از آب خود را از دست می دهد هرکز فاسد نمی شود.


آزمایشهای مکرر نشان داده که تیغ صورت تراشی در داخل هرم تیز تر می شود! چنانکه گاهحتی تا 200 بار می توان از یک تیغ برای اصلاح کردن صورت استفاده کرد. به شکل بالا نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرامGiza خیلی ساده کشیده شده است. مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدودیک صد هزارم.




باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند) طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجممعروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : "هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی ازآنها قضیه فیثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلایی می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد". تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد.


کپلر پی به روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد:




    امواج مایکروویو  و  اهرام ثلاثه !!!






آخرین تحقیقات در مورد حلقه های کشتزار ...




یقینا بسیار متعجب خواهید شد! طبق اخرین تحقیقات در مورد حلقه های کشتزار ؛ امواج مایکروویو با قدرت بسیار زیاد و دقت در حد میکرون !!!!اقدام به ایجاد تصاویر در  بر روی کشتزار های گندم و جو مینمایند!!!!!


 این امواج که منشاء برون زمینی دارند  ؛  در فرایندی بسیار بسیار پیچیده وارد جو زمین شده و دقیقا بر روی گندم زار ها و مزارع جو که هنوز به مرحله بر داشت نرسیده اند و ساقه گیاه هنوز اب فراوان دارد  اثر میکنند!!!


 این امواج در اولین مفصل گیاه و دقیقا در پایین ترین نقطه از ساقه گیاه دمایی معدل 55 تا 56درجهC ایجاد مینماید !!! 


در این دما کلیه میکرو ارگانسیم های گیاه به سرعت از ناحیه مفصل ( اولین کنگره در ساقه و نزدیک به خاک ) از بین رفته و ساقه گیاه که به مدت 10 دقیه مورد تابش اشعه  قرار میگیرد دچار تبخیر اب درون ساقه گشته...

و گیاه از آن ناحیه خم میشود !!!!

 سپس موج امواج مایکرویوو اقدام به ایجاد فشار مغناطیسی بر گیاه نموده و انها را در جهت خلاف عقربه های ساعت  و یا بعضا در جهت عقربه های ساعت بر بروی زمین میخواباند !!!

 این عمل با ارسال امواج بصورت شبیه به (صفر و یک)  و به روش CNC اقدام به حکاکی بر روی علفزار های پر تراکم مینماید !!!!

دقت تصاویر ایجاد شده با توجه به ابعاد نقشه ها و طرح های معادل 1200 DPI ( بر روی کاغذ A4 )میباشد به عبارتی تولید کنندگان این تصاویر  به دانشی مجهز هستند که میتوانند از راه دور  و با دقتی میکرونی نقطه خاصی را مورد اصابت پرتو های کیهانی قرار دهند!!!


  جالب است که بدانید ؛ دسترسی به چنین تکنولوژی ارسال امواج (طبق نظریه NASA)دست کم تا 500 سال دیگر برای بشر غیر ممکن میباشد !!!!!  این تصاویر در روسیه بر روی برف نیز دیده شده اند!!


براستی این چه پیام هایی است که به زمین ارسال میشود !!!


دانشمندان می گویند کسانی که چنین تکنولوژی پیچیده ای در اختیار دارند و میتوانند با چنین ظرافتی دما در یک نقطه متمرکز کنند ؛ آنهم در شرایط فضای باز !!!!( نه شرایط کنترل شده ازمایشگاهی)یقینا  میتوانند

حیات را در کره زمین ظرف مدت کمتر از چند ماه نابود کنند...


هر چند گروهی هم مدعی شده اند که حلقه های کشتزار کار

دست انسان است ... که البته در یک پست جداگانه بطور مفصل

در همین وبلاگ به آن پرداخته شده است .


  







گنج  نهفته در   اهرام ثلاثه



هرم بزرگ در 16 کیلومتری غرب قاهره در زمین مسطحی به وسعت6/2 کیلومتر مربع و از دشت " جیزه " مشرف به نخلستانهای دره نیل بنا گردیده و سطح زیربنای ان که اندکی بیش از 13 جریب را پوشانده با دقتی معادل چند میلیمتر اختلاف تسطیح شده!!! برای ساختمان این هرم دومیلیون ششصد هزار قطعه سنگ های ساختمانی تراشیده شده از گرانیت و سنگ مرمر با وزنهایی از 2 تا 70 تن با دقتی بیمانند در حدود جزئی از میلیمتر چیده شده تا بنائی به ارتفاع 140 متر پدید امده است .




در جوار هرم بزرگ دو هرم دیگر وجود دارد که یکی متعلق به " کفرن " جانشین " خئوپس " و دیگری " مایکونیوس " جانشین کفرن منسوب است . این اهرام به انضمام شش هرم دیگر که ظاهرا برای زنها و دختران خئوپس اختصاص داده شده اند مجتمع اهرام "جیزه" را تشکیل میدهد . در روزگاران پیش,هرم بزرگ به منظور زیبائی و استحکام بیشتر با لایه ای از سنگ مرمر صیغلی پوشش یافته بود.


تا انکه در سیزده قرن پیش از میلاد مسیح بر اثر زلزله قسمتهائی از این سنگ محافظ فرو ریخته و در خلال نسلهای بعد تمامی سنگهای پوشش که ضخامت ان به دو نیم متر و مساحت کل انها بالغ بر بیست و دو جریب بوده است , بتدریج کنده شده و به مصرف بناهایی در شهر قاهره رسیده است . هرم بزرگ تا قرنها پس از ساخت ان دست نخورده , مسدود و مکشوف باقی مانده و هر گونه اطلاع و خاطره ای از محل مدخل این هرم با سپری شدن روزگاران دراز در مدفن تاریخ ناپدید گردید .



تا اینکه در سال 820 پس از میلاد " عبدااله المامون " فرزند " هارون الرشید " که از جسارتها و شهامتهای او در داستانهای هزار و یکشب فراوان یاد شده است,به انگیزه دسترسی به گنجها و مدارک تاریخی گرانبها که تصور میرفت در درون این بنای عظیم ذخیره شده است , با استفاده از گروهی مهندس , معماران و گارگران روزهای متوالی بدنبال یافتن روزنه ای بر روی سنگهای مسطح هرم بدون کوچکترین نتیجه صرف وقت نمود .


خلیفه جوان که از این طریق حصول مقصود را مشکل یافته بود تصمیم گرفت با حفر یک تونل از درون یک سنگ خارا به محوطه داخلی هرم راه یابد و زمانیکه انجام اینکار را هم در مقابل سرسختی سنگهای جانبی هرم غیر ممکن یافت, دستور داد تا با مشعل های مخصوص سنگها را داغ و افروخته کنند و سپس با ریختن سرکه سرد در انها ایجاد شکاف نمایند و به این ترتیب بود که توانست با حفر یک تونل سی متری به راهرو باریکی به عرض و ارتفاع در حدود یکمتر در اندرون هرم راه یابد . این راهرو با شیب تندی به سمت پائین سرازیر میشد و مهندسان پس از تلاش فراوان توانستند از طریق این تونل به مدخل مخفی هرم که در ارتفاع 15 متری از پایه ان قرار داشت دسترسی یابند .




  با حصول این توفیق " المامون "و افراد وی به شوق دستیابی به گنجینه طلا و جواهرات به کاوش خود ادامه دادند . ولی در هر جهت که پیش میرفتند جزء مشتی خاک و سنگ چیزی دیده نمیشد . با مشاهده این وضع " المامون " و افراد او, کار حفاری را از نقطه دیگری از درون یک قطعه سنگ مرمر که بریدن ان اسانتر مینمود اغاز کردند و پس از گذشت روزها و ادامه کار خستگی ناپذیر , یک تونل باریک که سقفی بسیار کوتاه داشت بر روی انان گشوده شد .




گروه کارگران در حالیکه روی زانوهای خود میخزیدند در حدود 50 متر در طول این مسیر بالا رفتند و سرانجام به یک اطاقک خالی با سقف شیروانی شکل به مساحت 7/1 متر مربع رسیدند و از انجائیکه اعراب در انزمان, زنان خود را در درون مقبره هائی که سرپوش شیروانی شکل داشت دفن میکردند این محل به بنام " اطاق ملکه " نام گذاری شد .


در این محفظه یا مقبره چیزی جزء یک حفره تو خالی طاقچه مانند یافت نشد . در نتیجه کارگران یکباره دیگر در بازگشت از مسیر خود در حالیکه مشعل ها را متوجه سقف کرده بودند به حفره خالی دیگری برخوردند و با سعود از این مجرای باریک به دالانی با سقف بلند به ارتفاع  8/6 و طول 48 متر برخوردند , انتهای این دالان یا راهرو به محل مسطحی منتهی گردید که به منزله استانه و مدخلی به اطاق دیگر بود , و از این محل با عبور از تونل دیگری , وارد سالن بزرگی با دیوار و سقفی از سنگ خارا شدند که عرض و طول ان 20/10 در 60/5 متر و ارتفاع ان 7/5 متر بود و بنام سالن بزرگ یا سالن فرعون نامگذاری شد . با اینکه در این نقطه کارگران عرب دیوانه وار در جستجوی گنجینه مورد نظر بودند .


اما تنها چیزی که یافتند تابوتی خالی از سنگ خارای قهو های رنگ که بسیار صیقلی بود . المامون که از ادامه کار خسته شده و نتیجه ای از زحمات خود بدست نیاورده بود در فرصتی مناسب مقداری طلا و جواهرات را در گوشه ای از این اطاق پنهان کرد و سپس کارگران را برای حفاری به ان محل هدایت نمود و به این ترتیب به افراد خود دلگرمی و امیدواری داد و در ضمن خود نیز از مخمصه شکست در جریان این ماجراجوئی نجات یافت .




بنابراین اولین تلاش انسانها برای گشودن راز و رمز این ساختمان عظیم بجائی نرسید. 450 سال بعد , زلزله های شدید قسمتی از روپوش و محافظ هرم را فرو ریخت . با اینحال قرنها هیچکس دیگر پا بدرون ان نگذاشت و این بنای غول اسا در هاله ای از اوهام و خرافات فرو رفت . بنظر عوام ارواح شوم و خبیث و مارها و افعی ها در اندرون سنگها لانه کرده بودند و سرگذشت هر کس که جرات نزدیک شدن به انرا داشت جزء مرگ نبود . سالها گذشت تا انکه در قرن دوازدهم بعد از میلاد, ماجراجوئی دیگر بنام رابی بنیامین که جسارت ورود به این هرم را پیدا کرده بود .




ادعا کرد که این بنا ساخته دست جادوگرانست . متعاقب وی "عبداللطیف" بغدادی دانشجوی پزشکی و تاریخ یکبار دیگر پا بدرون هرم نهاد . اما به محض ورود از ترس مدتی بیهوش شد و دربازگشت به یک مرده بیشتر شباهت پیدا کرده بود . در سال 1638 میلادی " جان گریوز" ستاره شناس و استاد ریاضیات مدارس عالی انگلستان به امید یافتن گنجینه های متفاوت از انچه " المامون " یافته بود وارد هرم بزرگ شد . او که در جستجوی اطلاعاتی برای اندازه گیری مشخصات سیاره زمین بود با بهره گیری از تلاش پیشینیان به محل سالن بزرگ راه یافت .




اما برای وی تصور اینکه ساختمانی با این عظمت تنها برای حفاظت و نگهبانی از یک مقبره ساخته شده باشد غیر قابل باور بود . و بر اساس همین تصور به جستجوی اطلاعات جدید ادامه داد و یادشتهای فراوانی از یافته های خود تعیه کرد . این یادشتها توجه " اسحاق نیوتن " را که در ان زمان شهرت و معروفیتی نداشت بخود جلب کرد و مقاله ای تحت عنوان " واحد اندازه گیری طول در مذهب یهود و بسیاری مذاهب دیگر " را منتشر کرد که بموجب ان, واحد طول مورد استفاده سازندگان اهرام در عهد " ممفیس " را که به نسلهای بعد منتقل شده بود مشخص میساخت .




جستجو و کشف واحد طول نه بر اساس تصادف بلکه بر پایه کنجکاوی محض بود . چرا که در ان زمان نیوتن هنوز از نتیجه کشف " قانون جاذبه عمومی " خود که بر مبنای اندازگیری دقیق محیط زمین استوار بود اطمینان کاملی نداشت و منیع اطلاعات وی  تا ان تاریخ ارقام بدست امده از محاسبات " ارتوسن " ستاره شناس یونانی و پیروان او بود که این ارقام محاسباتی را که نیوتن برای اثبات صحت تئوری خود مینمود, تائید نمیکرد . اندازه گیری های " جان گریور " از ابعاد هرم در ارتباط با محیط زمین گرچه به واقعیت نزدیک بود و به همین دلیل نیوتن کشف قانون جاذبه عمومی خود را چند سال بعد و بر اساس محاسبات ستاره شناس فرانسوی بنام " ژان پیکارد " به جهانیان اعلام داشت .





در انزمان چه نیوتن و چه پیروان او هیچگونه اطلاعی نداشتند که مجسمه ابوالهول و ستون سنگی چهار ضلعی که در میان پنجه های این پیکره سهمناک قرار دارد بعنوان وسیله ای برای تعین دقیق اولین روز سال, یعنی روزی که شبانه روز دقیقا با هم برابری میکند,بکار میرفته (عتدالین ) و هرگز نمیتوانستند تصور کنند که سایه این ستون برای محاسبه دقیق محیط کره زمین در رابطه با عرض جغرافیائی محل استفاده دانشمندان اهرام بوده است. جای شگفتیست ایا اهرام نیوتن را ببازی گرفته بود.؟


آیا اهرام انقدر دانش داشت که نیوتن را با تمام بزرگیش به حقارت بکشد .؟ داور شما هستید . اما ادامه مطلب خودمان : " ناتانیل دیویس " جنرال کنسول انگلیس در الجزایر پا بدرون هرم بزرگ گذاشت و پس از دقت و برسی فراوان یک سوراخ مستطیل شکل در سقف سالن بزرگ (سالون فرعون ) مشاهده کرد و هنگامیکه با اشگالات فراوان از درون این سوراخ بالا رفت . به کشف سالن دیگری با ابعادی مشابه سالن بزرگ اما با سقفی بسیار کوتاه نائل امد.





در این سالن نیز که بنام کاشف ان " دیویس " نامیده میشود هیچگونه گنجینه ای یا سنگ نوشته ای بدست نیامد و این معما همچنان ادامه داشت تا انکه در زمان اشغال مصر توسط ناپلئون بناپارت یکبار دیگر هرم بزرگ مورد توجه دانشمندان و ریاضی دانان فرانسوی از جمله "ادام فرانسوا جمار " و " کلنل ژان ماری " قرار گرفت . این دانشمندان با پاک کردن اطراف هرم از سنگ و خاک و با توجه به موقعیت ساختمانی ان سنگ بنای اصلی هرم را کشف کردند و بر این اساس اندازه گیریهای بسیار دقیقی از ابعاد خارجی ان بعمل امد .





در اوائل قرن نوزدهم " کاپیتان کاویگلیا " و " کلنل هوارد ویس " تلاش مشترکی را اغاز کردند و در سال 1836 به کشف سه سالن دیگر تقریبا با ابعاد سالن اصلی و در بالای ان نائل شدند که تصور میرفت این سالنها در مجموع به منظور تخفیف فشار سنگهای فوقانی که ارتفاع انها حدود 62 بالغ میشد بر روی دیواره های سالن اصلی ساخته شده اند . " هوارد ویس " همچنین موفق شد دو سوراخ هواکش طولانی بطول تقریبی 62 متر را کشف کند که مستقیما به سالن اصلی مربوط میشد و با تمیز کردن مجاری این هواکش ها,هوای تازه به درون هرم نفوذ کرد و حرارت داخلی محوطه در تمامی طول سال به بیست درجه سانتیگراد تثبیت گردید.




( اینهم یکی دیگر از اسرار اهرام میباشد که در تمام طول سال درجه هوا ثابت است و هیچگونه تعقیری در سالن بزرگ مشاهده نمیشود . براستی انها چگونه این محاسبات دقیق را انجام میدادند!!! )... همچنان که زمان به پیش میرفت و اکتشافات جدید نشان میداد که در داخل هرم هیچگونه جواهرات و مدارک تاریخی و یا اثار هنری وجود ندارد تصور اینکه این ساختمان فقط به عنوان یک ارامگاه ساخته شده باشد روز به روز بعیدتر مینمود . شاید این هم رازی بود که اهرام در سینه داشت .





هیچ بنائی در دنیا به اندازه اهرام ثلاثه و بخصوص هرم بزرگ محققان را دچار تردید نکرده است بعضی از محققان همانگونه که گفتم اهرام را تنها یک مقبره با شکوه میدانند و بس . اما دانشمندان و باستان شناسان بسیار بزرگی هم هستند که معتقدند که این ساختمان برای هدف و مقصدی بسیار عظیم و متعالی ساخته شده است . طبق یک برسی که توسط کالجی در انگلیستان صورت گرفت بیش از 7000 عنوان کتاب تنها در 20 سال گذشته درباره اهرام نوشته شده و جالب اینکه بعضی از نویسندگان اصلا اهرام را از نزدیک ندیده اند اما اخرین کسی که موفق شد راز دیگری از اهرام را کشف کند کسی نبود جزء دکتر " هوارد کارتر " که در سال 1923 وارد مقبره فرعون شد . اهرام تکنولوژی و علم امروز را به بازی گرفت .




شاید بگوئید چگونه .؟ هنگامیکه سران مصر تصمیم گرفتند سد اسوان را بسازند متوجه شدند اثار بسیاری به زیر اب خواهد رفت . برای همین مهندسان خبره ای از 4 کشور امریکا. فرانسه . انگلیس . سوئیس داوطلب شدند که اثار باستانی را نجات دهند . هیچ راهی نبود و کشور مصر به این سد احتیاج فراوانی داشت . مهندسان مشغول کار شدند اما پس از مدتی عجز مهندسان اشکار شد . چون امکان جابجائی بعضی از قطعات ساختمان با تمام امکانات میسر نشد .



اخرین راه حل این بود که بعضی از سنگها و مجسمه ها را به قطعات کوچکتر تبدیل کنند و سپس انها را جابجا کنند . به این ترتیب به اصالت تصاویر و سنگ نوشته ها لطمات و خسارات جبرا ن ناپذیری وارد شد . محمد کروان رئیس موزه قاهره در همان سال گفت : بعضی از مجسمه ها و سنگها که مجبور به قطعه قطعه کردنش شدیم نصف مجسمه ها و سنگهائی نبود که در دره پادشاهان و هرم بزرگ میباشد .

و ما چاره ای نداشتیم و گرنه بسیاری از اثار به زیر اب میرفت .


براستی چه قدرتی و چه علمی این سنگهای عظیم را

با این دقت به روی هم نهاده است ..؟!





  تصاویر  "  هواپیما و بشقاب پرنده " بر  روی


 یک  کتیبه ی چند هزار ساله  چه می کند ... ؟

































 



























Evidence











Evidence is and includes everything that is used to reveal and determine the truth, and therefore is presumed to be true and related to a case. Giving or procuring evidence is the process of using those things that are either (a) presumed to be true, or (b) were in fact proven to be true by earlier evidence (truths) and demonstrates the broadening of the truth of a case. And the collection of evidence is in fact the act of determining; what is evidence. Whereas, the word evidence carries with it the presumption of it (the evidence) being seen as true, the where and how it fits; its relationship in and to the other evidence. In short, it goes from determining what is evidence, to evidence is determined; determining truth, to truth determined. Evidence is the currency by which one fulfills the burden of proof.

Many issues surround evidence, making it the subject of much discussion and disagreement. In addition to its subtlety, evidence plays an important role in many academic disciplines, including science and law, adding to the discourse surrounding it.

An important distinction in the field of evidence is that between circumstantial evidence and direct evidence, or evidence that suggests truth as opposed to evidence that directly proves truth. Many have seen this line to be less-than-clear and significant arguments have arisen over the difference



































Documentaries




















فیلم های مستند  مبتنی بر  اتفاقات


واقعی و  فیلم برداری بدون توقف ...







































Real-life 'Paranormal Activity': Are Ghosts Real?

//

A still from "Paranormal Activity 3." (Credit: Paramount Picutures).

The new horror film "Paranormal Activity 3" features another set of amateur ghost hunters trying to document evidence of paranormal activity through the use of home video cameras.

The twitchy, grainy video images of demons and ghosts have scared up hundreds of millions of dollars in box office gold in two previous installments of the low-budget franchise.

NEWS: Near-death Experiences Explained

It's all good fun for spooky cinematic scares. But what about in the real world?

Between one-third and one-half of Americans believe in ghosts, and that belief motivates many to look for evidence of the paranormal. Researcher Sharon Hill of the Doubtful Newsblog counted about 2,000 active amateur ghost hunting groups in the United States. Almost all of them are patterned directly after the hit SyFy TV show "Ghost Hunters," which is now in its eighth season of failing to find good evidence of ghosts.

Despite the efforts of thousands of real-life ghost hunters over the past decade, the evidence for ghosts has not improved. Typically, the types of evidence offered for the paranormal fall into a few categories:

1) Personal Experiences

Ghost hunters often report personal feelings and experiences like, "I felt we were being watched," or "I felt like something didn't want us there." They also describe, for example, getting goose bumps upon entering a room or panicking at some unseen presence. There's nothing wrong with personal experiences, but they are not evidence of anything other than that people scare themselves in dark, spooky places.

2) Orbs

Many ghost hunters and books on hauntings claim that ghosts can be photographed, appearing as round or oval white shapes called orbs in the images. Many things can create orbs, including insects, dust and flash reflections. Orbs may seem otherworldly because they appear only in photographs and are usually invisible to the naked eye. To those unaware of the real explanations, they can be spooky, but there is nothing paranormal about them.

3) Ghost Equipment Results

Ghost investigators often use unscientific and unproven equipment and techniques in their search for spirits. Some use psychics to try and communicate with ghosts. Others use dowsing rods, which have never been scientifically proven to find anything (including water and restless spirits). Still others, striving for some semblance of science, use high-tech devices such as electromagnetic field detectors and infrared cameras.

VIDEO: A History of Vampires

These devices are commonly sold as ghost hunting gear, but there is no logical or scientific reason to use this equipment when looking for the paranormal. EMF detectors measure electromagnetic fields, not ghosts; infrared cameras reveal the infrared spectrum, not ghosts. There is no evidence that ghosts have anything to do with electromagnetic fields, infrared images, ions, temperature drops, etc.

4) Electronic Voice Phenomena

Most ghost hunters, including the "Ghost Hunters" team, use handheld voice recorders in an attempt to capture a supposed ghost voice, or EVP. Often an investigator will hold the recorder while standing in the middle of a room and addressing the supposed spirit, or while walking around. He will later go back and review the recordings at high volume, listening for any faint murmurs, sounds or noises, which may be interpreted as ghost voices. For example, a ghost hunter may ask out-loud, "If there's a spirit here, what's your name?"

Often the investigator will get no answer at all; other times, if the ghost hunters wait long enough they'll hear some random sound that could be interpreted as a faint, mumbled name: "Mary." (Or maybe Terry, Kerry, Larry or Barry — never mind the fact that, as disembodied spirits, ghosts presumably do not have vocal cords, a tongue or a mouth that would allow them to speak.)

THE DISCOVERNATOR: Amazing Facts Served Up Hot

The problem is that microphones are very sensitive and may record anything from someone whispering in the next room, to wind blowing, to ordinary random sounds from the environment, or even sounds from the ghost hunters themselves. There's no mystery about what causes EVPs, and it has nothing to do with ghosts. EVPs are created by a well-understood psychological process called apophenia, which causes people to "hear" distinct sounds in random white noise patterns such as the background static in an audio recording (like hearing the doorbell or the telephone while one is in the shower).

In the same way that the human brain allows us to "recognize" random patterns, like faces in clouds, our brains allow us to hear words and phrases in random sounds that aren't really there. In fact, EVPs can be easily heard and induced in laboratory experiments; no ghosts required.

So why is the evidence for ghosts so unimpressive? One possibility is that ghosts do exist, but that ghost hunters are simply not investigating the right way, using pseudoscience instead of real science and critical thinking. Another possibility is that ghosts and the paranormal do not exist, and that the evidence collected for them is simply the result of hoaxes, honest mistakes, misperceptions and misunderstandings.

In case you're wondering what my expertise is, I have personally investigated — and solved — several hauntings and videos where ghosts were supposedly seen on film. One of my most famous cases involved a mysterious ghostly image captured on a courthouse surveillance camera in Santa Fe, N.M, that made national news in 2007. I've also written a book on scientific paranormal investigation.

Of course, the fact that ghost hunters have a spotless track record of complete failure does not mean that ghosts don't exist, or that evidence for paranormal activity might not be found tomorrow, on Halloween, or next year. You don't know if you don't look. Science is open to the possibility of ghosts, the paranormal or anything else — but good evidence is needed. Until then, the only place ghost hunters are guaranteed to find the paranormal is in movie theaters.

























































PARANORMAL


ACTIVITY















 






























حوادث غیر طبیعی فعال




دانشمندان  این حوادث را  با  معیار های علمی  می سنجند ...

اما ... در بین  عامه ی مردم   بررسی حوادث  و اتفاقات غیر طبیعی

با  خرافات  محلی آمیخته و  شاخ و برگ داده می شود ...












مثلا ...  از  " ریگ جن "  چیزی شنیده اید ... ؟




آیا   "ریگ جن "  مثلث برمودای ایران است ... ؟


محلی ها و کاوشگران می گویند    :

هیچ کس تا به حال نتوانسته از قلب این بیابان عبور کند. در ریگ‌جن حتی بی‌سیم‌های قوی کاوشگران هم از کار می‌افتد. محلی‌های این منطقه ،چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به ریگ‌جن برسد، بلافاصله ناپدید می‌شود ...!
حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند می‌ایستند و به هیچ عنوان حرکت نمی‌کنند .



شاید این باور بومی‌ها هم نشات گرفته از اتفاقاتی باشد که پیش از آن به وقوع پیوسته، مثلا سوارانی که بی‌گدار به منطقه رفته‌اند و دیگر هیچ اثری از آنها پیدا نشده است. ریگ‌جن گستره‌ای از شنزارهای روان است، تا چشم کار می‌کند نمک است و ماسه و در بعضی مناطق باتلاق؛ باتلاق‌هایی که اگر شناختی از محل آنها نداشته باشید قطعا گرفتار شده و به جرگه همان آدم‌هایی می‌پیوندید که مثلا گرفتار روح و جن شده‌اند ... !

شرح ماجرا :


 این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده و فقط در سال‌های اخیر چند گروه به آن منطقه رفته‌اند. ریگ‌جن گستره‌ای است از شنزارهای روان. تا چشم کار می‌کند، نمک است و ماسه و در بعضی مناطق باتلاق؛ باتلاق‌هایی که اگر شناختی از محل آنها نداشته باشید قطعا گرفتار می‌شوید.

فرو رفتن در گل و لجن در ریگ جن شاید یکی از خطرناک‌ترین اتفاقاتی باشد که ممکن است گریبانگیر مسافران، البته مسافران ناوارد شود و آنها را به کام مرگ بکشاند.




سال‌های متمادی هیچ کس جرات آنکه به ریگ‌جن سفر کند و راز این کویر اسرارآمیز را کشف کند، نداشت، یا اگر حتی جراتش را هم داشت به دلیل ناآشنایی با منطقه در راه می‌ماند. از آن جمله می‌توان به سون هدین، نویسنده کتاب کویرهای ایران اشاره کرد که سال‌های زیادی از عمرش را در گوشه و کنار کویرهای ایران گذراند و کتاب کویرهای ایران را به رشته تحریر درآورد، اما با تمام تلاش‌هایش هیچ‌گاه موفق به دیدن ریگ‌جن یا بهتر بگویم فتح ریگ‌جن نشد.

سون هدین در سال 1900 ریگ‌جن را کشف کرد و بعد از آن هم آلفونز گابریل در سال 1930 از نزدیکی آن گذر کرد، اما عبور از آن همچنان برای کویرنوردان به صورت یک رویا باقی ماند تا اینکه بالاخره در سال 1997 طلسم ریگ‌جن توسط علی پارسا، کویرشناس مقیم آمریکا شکسته شد.

او به همراه آقای میرانزاده، رئیس پارک ملی کویر وقت با هواپیما بر فراز ریگ‌جن رفتند تا ثابت کنند که هیچ چیز شگفتی در ریگ‌جن وجود ندارد. اما علی پارسا برای اولین بار در نوامبر 1997 با ماشین وارد ریگ‌جن شد و بعد از آن بسیاری از کویرنوردان از ریگ‌جن گذشتند.

 البته با تجهیزات کامل؛ و نه  گرفتار روح شدند  و نه  جن‌زده !

مهمترین مسئله اینکه اگر تا به حال کویر نوردی نکرده‌اید و به اصطلاح حرفه‌ای نیستید، برای اولین تجربه به هیچ عنوان ریگ‌جن را برنگزینید که در این صورت رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا، حتی اگر هم حرفه‌ای هستید حتما گروهی به این منطقه سفر کنید.

از آنجایی که سفر به ریگ‌جن حرکتی نوین و بسیار مشکل است و در نتیجه نقشه دقیقی از آن در دسترس نیست، برای سفر به ریگ‌جن حداقل باید به اندازه دو هفته آب ، بنزین، غذا و وسایل فنی ماشین را به همراه داشته باشید.

در ضمن بلد محلی را فراموش نکنید، محلی‌ها معمولا آدم‌های کار کشته‌ای هستند و علاوه بر تعیین مسیر، حتی در شرایط سخت، خیلی خوب می‌توانند راهنمایی‌تان کنند. اگر از مسیر جندق به طرف ریگ‌جن می‌روید پس از طی مسیری پر پیچ وخم، وارد یک رودخانه خشک و عریض می‌شوید، بعد از عبور از رودخانه تا چشم کار می‌کند کوه‌ها و تپه‌های ماسه‌ای است.

بخشی از منطقه نسبتا مسطح‌تر است و تپه‌ها کوچکتر، بنابراین عبور از آن نسبتا آسان به نظر می‌رسد ولی با کمی پیشروی با کم شدن ارتفاع به اراضی باتلاقی می‌رسید که اینجا تقریبا جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی بی‌فایده است. آخرین کوه‌هایی که 2300 متر ارتفاع دارند به بخش شمالی ریگ‌جن می‌رسید از اینجا کوه دماوند را هم می‌توانید ببینید.

اما تمام این سختی‌ها و بالا و پایین‌ها یک طرف و آسمان پرستاره شب‌های ریگ‌جن هم یک‌ طرف. خوابیدن روی شن‌های روان روی تپه‌ای بلند و چشم دوختن به آسمانی که حتی یک نقطه سیاه ندارد و شهاب سنگ‌هایی که هر از گاهی به زمین باز می‌دارند، تمام خستگی روزانه و در شن و باتلاق فرورفتن را از تن می‌زداید.

داستان های محلی می گوید : هیچ کس تا به حال نتوانسته از قلب این بیابان عبور کند. در ریگ‌جن حتی بی‌سیم‌های قوی کاوشگران هم از کار می‌افتد. محلی‌های این منطقه ،چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به ریگ‌جن برسد، بلافاصله ناپدید می‌شود!!

 یکی از کاوشگران می‌گوید : که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند می‌ایستند و به هیچ عنوان حرکت نمی‌کنند .


آیا واقعا این منطقه برمودای ایران است؟!

 "آلفونز گابریل" اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشته‌اند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ کدام نتوانسته‌اند از این بخش از کویر عبور کنند و ناچار به سمت یزد رفته و از آنجا عبور کرده‌اند.

صداهای عجیب و غریب و ترس‌آوری ازاین بیابان برهوت شنیده می‌شود.

  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير
  • ريگ جن به روايت تصوير


ریگ‌جن شگفت‌انگیزترین، اسرارآمیزترین و ترسناکترین منطقه ایران است با باتلاق‌های سهمگین که مرگ را برای هر موجود زنده‌ای به ارمغان می‌آورند.

 اتفاقات بی‌پاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزارهای این منطقه محل دفن موجودات زنده بسیاری بوده است!

فراموش نکنید که : سفر به «ریگ جن» بسیار خطرناک است.










دیدگاه علمی
ریگ جن

زیر بنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که در حال حاضر تپه های ماسه ای برخان و تپه های ماسه ای هرمی (قورد) آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.


ریگ جن منطقه‌ای کویری و دارای تپه‌های ماسه‌ای (تلماسه) در کویر مرکزی ایران است. این منطقه در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال انارک و غرب جندق قرار دارد.

این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده و فقط در سال‌های اخیر چند گروه به آن منطقه رفته‌اند.


کویر« ریگ جن» از صعب العبورترین نواحی دنیا، منطقه کویری و پر از تپه های شنی و باتلاق های نمکی است. در حال حاضر در این منطقه هیچ علایمی از حیات دیده نمی شود. این کویر در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعتی برابر با 3800 کیلومتر مربع دارد. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. در بیشتر نقشه ها نامی از این منطقه نبرده شده است.تنها دو کویر شناس اروپایی در گذشته در سفرنامه های خود به وجود چنین کویری در ایران اشاره ای کرده اند.




 

نام انگلیسی:  rig-e jenn desert    

نام فارسی: ریگ جن 

 

 

موقعیت جغرافیایی

ريگ جن در محدوده جغرافيايي مركز ايران در قسمت غربي كوير مركزي ايران قرار گرفته است. اين منطقه از شمال به جنوب سمنان و گرمسار، از غرب به محدوده پارك ملي كوير و تنگ ظلمات، از شرق به محور ارتباطي جندق-معلمان و از جنوب به شمال انارك و چوپانان محدود ميگردد. گسترش ريگ جن از شمال غرب به جنوب شرق است. ريگ جن در قسمت جنوب شرقي پوشيده از تپه هاي ماسه اي به هم پيوسته است كه به "دم ريگ" شهرت دارند. در قسمت مركزي و شرقي تپه ها به صورت نوارهاي باريك شمالي جنوبي تغيير شكل داده كه عرض آنها در محدوده 2 كيلومتر تا 500 متر متغير است. وجود باد غالب از سمت غرب به شرق باعث شده است كه تپه در قسمت شرقي داراي شيبي بسيار تند و در قسمتهاي غربي داراي شيب ملايمتري باشند. همين عامل باعث شده است كه عبور از ريگ جن با وسائط نقليه از سمت شرق به غرب بسيار دشوار و در پاره اي از موارد غير ممكن گردد.
















عجیب ...   ولی  واقعی



پروژه ی اسرار آمیز فیلادلفیا


 و   تونل زمانی  که همچنان فعال است ...




 


 

 

  





پروژه فیلادلفیا Philadelphia Experiment  یا  ”پروژه رنگین کمان” یکی از آزمایشات مخفی آمریکا در سال ۱۹۴۳برای ایجاد کردن تونل زمان و مکان بود. این آزمایش به طرز وحشتناکی پایان یافت و اگرچه اثرات آن هنوز در نقاط اطراف بندر فیلادلفیا دیده می شود  نیروی دریایی آمریکا که مسئول این پروژه بود همچنان آن را انکار می کند.

آزمایشی که در فیلادلفیا صورت گرفت بعدها به طرز اسرار آمیزی یا پروژه مشابهی به نام ” پروژه مونتاک” در سال ۱۹۸۳ پیوند خورد و حتی پای انسانهای عصر آینده و گذشته و حتی بیگانگان را به میان کشید.



پیش از جنگ و در طول جنگ جنگ جهانی دوم  نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایشاتی برای نامرئی کردن کشتی ها و هواپیماها زد. این نامرئی کردن به گونه ای بود که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نباشند و به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید کاملا وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. تحت نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله “نیکلاس تسلا” و “ جان ون نیومن” این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.

ru6tg2


نیکلاس تسلا  در میان امواج الکتریسیته…زندگی پر از راز او و مرگ جعلی اش توسط دولت آمریکا بسیار شک برانگیز است در حالیکه اعلام شد او در سال ۱۹۵۷ مرده است جسدش به هیچ کس نشان داده نشد و شاهدان عینی او را در سال ۲۰۰۱ نیز زنده دیده اند در حالیکه همچنان دست به آزمایشات غیر قابل بخشش و قربانی کردن انسانها می زند.

200p7ao

جان فوون نیومن – همکار تسلا که مسئول برژه فیلادلفیا و مونتاک بود. بیش از ۴۰۰ دانشمند یهودی – آلمانی روی این پروژه کار می کردند که انیشتن نیز در میان آنها بود.

در آزمایشات اولیه با کمک دستگاههای بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند – به بعدی ناشناخته وارد کند و سپس آنها را بازگرداند.

این آزمایشات پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود و کاملا واضح است که جنگ جهانی دوم پیش بینی شده و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته بود. در این میان تعداد کثیری از یهودیان آلمان و آمریکا مخارج این پروژه عظیم را می پرداختند!


 






بعد از آزمایشات اولیه که تحت فرمان نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت تصمیم بر آن شد که تعدای حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی قرار دهند و آن را به بعد دیگری بفرستند.  این حیوانات داخل قفسهای فلزی و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملا ناپدید شد ولی وقتی برگشت تعدای از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان دیده می شد. قرار بر این شد که تا کامل شدن پروژه هیچ انسانی مورد تست قرار نگیرد ولی با این حال در ۱۲ آگوست ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه اش مورد تست قرار گرفت.


ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. دستگاهها شروع به کار کردند و کلید ها زده شدند. کشتی با کلیه مردان داخلش ناپدید شدند. تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشتند. شاهدان ماجرا گزارش می دهند که یک هاله سبز فسفری تمام کشتی را احاطه کرده بود.


16hnurr

خدمه کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارشات نیروی دریایی حکایت از این دارد که  چند ملوانانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم حاضران ناپدید شدند. ( یا بخار شدند یا به بعد دیگری انتقال یافتند).

سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟ دو بازمانده ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار ساعت کشتی در یک تونل زمانی ۴۰ ساله وارد شده بود. یعنی از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقا در زمان آزمایش مشابهی به نام ” پروژه مونتاک” وارد شده بود. چرا و چگونه ؟ معتقدند که بیگانگان یعنی فضاییان در این میان نقشی فعال داشته اند. اگرچه گزارشات حضور چندین کشتی فضایی از انسانهای آینده را نیز در زمان این آزمایش تایید می کنند.








قضیه از این قرار است که ۴۰ سال بعد از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی که نامشان ذکر شد دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی ” پروژه مونتاک” است. کشتی ای که در سال ۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود. در این میان دو نفر از خدمه به نامهای “دانکن” و ” بیلک” از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ باقی ماندند در حالیکه خود کشتی و سایر خدمه به سال ۱۹۴۳ بازگشت و تمام  آنها جان باختند.



این دو بازمانده عضو خدمه نیروی دریایی نبودند بلکه دو محقق و دانشمند فیزیکدان و از دوستان “جان فون نیومن” و “نیکلاس تسلا” بودند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی Eldridge حضور داشتند و در زمان مناسب به ۴۰ سال در آینده سفر کردند.


طبق گزارشات خودشان ” جان فون نیومن” دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب آماده کرده بوده است. آلبک می گوید” وقتی ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن شما هستم”.


 مشخص است که این سفر ۴۰ ساله در زمان با موفقیت و همانطور که این دانشمندان پیش بینی کرده بودند انجام شده است.  به گفته ” دانکن” و ” بیلک” یک نفر سوم هم همراه آنها بوده است ولی به سبب اشتباهی که در ساعت زمانی او اتفاق افتاده بود پس از ورود به سال ۱۹۸۳ او در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مرد.





“دانکن” و ” بیلک ” هم اکنون در نیویورک زندگی می کنند و چند مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام انجام داده اند. به گفته ایشان این اولین باری نبوده که سفر در زمان صورت گرفته است. ” دانکن” با دادن مشخصات و مدارک بسیاری ثابت کرده است که برای سفر در زمان تنها به سه وسیله نیاز است و بعد از گشوده شدن تونل به هر زمانی امکان سفر هست.


نیازی به لباس مخصوص یا هیچ گونه امکانات عجیب و غریب نیست. این وسایل و آنتها هم روی زمین و هم مایلها زیر زمین در “مونتاک” کشیده شده اند. ” بیلک ” نشان داد که در سال ۱۹۴۳ آنها به مریخ فرستاده شده بودند تا شهرهای متروک و تونلهای زیر زمینی مریخ را بازرسی کنند. به گفته او مریخ هزاران سال است که متروک شده و سکنه ندارد ولی هوای آن قابل تنفس و زندگی است.



به گفته دانکن یک تیم ۲۰ نفره به همراه او به آینده و سال ۶۵۳۵ میلادی فرستاده شدند. آنجا سکنه ای دیده نشده بوده. آنها در میدانی عظیم  که یک مجسمه غول آسا از یک اسب طلایی در وسط آن قرار داشته دیدن کردند. بنا بر این اظهارات این آزمایش بارها تکرا شده و هر بار آنها در همین مکان وارد شده بودند گویی که جای دیگری در سال ۶۵۳۵ وجود ندارد.



همچنین گزارش می دهند که در زمان آزمایشات آنها چند کشتی فضایی بر فراز مونتاک پدیدار شدند که قصد هیچ نوع دخالتی نداشتند فقط مشاهده می کردند. متاسفانه تونل زمانی که ایجاد شده بود یکی از این یوفو ها را به داخل خودش کشید و به سال ۱۹۴۳ انتقال داد. در این شرایط افرادی که در سال ۱۹۴۳ بودند یوفو را یافتند. به گزارش ” دانکن” چند یوفویی که در سال ۱۹۸۳ بودند از آینده آمده بودند تا کارها را زیر نظر داشته باشند. همچنین اطلاعات فوق العاده سری در مورد ” اوریون” و ” گری ها” و نقش آنها در دادن این تکنولوژی به زمینیان برای سفر در زمان وجود دارد که قابل ذکر در اینجا نمی باشد.



تونل زمانی که در بندر مونتاک فعال است سبب اتفاقات غیر منتظره و عجیبی شده است که حتی مردم عادی هم آن را مشاهده کرده اند. از آن جمله است یافته شدن جسد هیولا یا موجود افسانه ای در سواحل مونتاک. با توجه با جریان داشتن سفرهای زمانی و آزمایشات بسیاری که در این بندر رخ می دهد کاملا طبیعی است که تونلی در ماقبل تاریخ یا در زمان باستان گشوده شده باشد و این هیولا از آن زمان به این زمان پرتاپ شده است.



اگرچه این اولین بار نیست که موجودی عجیب و غریب در مونتاک پیدا می شود. طبق گزارشات بارها اجساد موجوداتی مشابه گاهی کوچکتر از این در سواحل مونتاک به گل می نشینند و می توان حدس زد که فقط یکی از هزار جسد از اقیانوس به ساحل کشیده می شود. طبق اطلاعاتی که ” دانکن” و ” بیلک” می دهند چندین بار در زمانی که آنها مشغول فعالیت در کانالهای زیر زمینی مونتاک بودند هیولاهایی از کنترل خارج شده و از تونل بیرون می آمدند که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از دانشمندان شده بود



این تصویر خیلی آشناست ...



شما بارها و بارها سرستون های  تخت جمشید را دیده اید ...

و همینطور  نماد  هواپیمایی ایران   " هما  "








Crop circle


حلقه های کشتزار



Crop circle


 

                                                                

   Crop Circlesیا حلقه های کشتزار یا دایره های مزارع نقوشی از الگوهای غالبا بسیار پیچیده هندسی هستند که در مزارع ظاهر می شوند.


نقوشی که در مزارع انگلستان ایجاد شده اند غالبا از دوایری به قطر چند فوت تا چند صد فوت تشکیل شده اند.



پدیده ای به نام Crop circle ها از اواسط دهه 1970 بیشتر  دیده شد و در طول دهه های 1980 و 1990  بحثهای جنجالی زیادی را به خاطر عجیب بودنشان براه افتاد .


نمونه ی بعضی از کتاب های چاپ شده با تحلیل های متفاوت در این زمینه :



                 

  




 

از اواخر دهه 1980 کتابهای زیادی درباره پدیده کراپ سیرکل ها به چاپ رسیده و فروشهای بسیار زیادی هم کردند.از میان این نویسندگان به اصطلاح Cerealogist می توان به نامهای زیر اشاره کرد.

Delgado و Andrews در سال 1989 و  Nickellو Fischer در سال 1992 و Schenabel در سال 1994.

Hoggart  و Hutchinson در سال 1995 وHaselhoff  در سال 2001 نام برد.

 

   

شاید بیشتر این نقوش ،اگر نگوییم همه ی آنها ... ،کار افرادی است که به قصد شوخی همه را فریب داده و سرکار گذاشته اند.

به عنوان مثال Doug Bower و David Chorley دو هنرمند انگلیسی ادعا کردند که در طول چند سال بیش از 250 عدد از این نقوش را در مزارع انگلستان ایجاد کردند.

                  

برخی ها بر این باورند که طرحها و الگوهای این نقوش که در مزارع ایجاد شده اند پیامهایی از جانب موجودات و بیگانه های فضایی هستند.

برخی ها بر این باورند که این موجودات فضایی با استفاده از نمادها و سمبلهای سومریان باستان یا نشان دادن الگویی از DNA خودشان می خواهند به شکلی با ما ارتباط برقرار کنند.

افرادی را که با چنین تئوری پردازی ها و تصوراتی به مطالعه جدی این نقوش و حلقه ها می پردازند را اصطلاحا Cerealogist  می نامند.(Ceres، الهه و خدا بانویی رومی بود که به کشاورزی و حاصلخیزی مزارع ارتباط داشت.).آنها ملقب به این لقب شدند و در اینکه پدیده های عجیب و مافوق طبیعی در ایجاد این نقوش وجود دارند اصرار ورزیده و حتی در این باره تعصب عجیبی هم دارند.

در این میان حتی پای عده ای ازافرادی که دارای تفکر و اندیشه علمی هستند هم به وسط این ماجرا و غوغا کشیده شده است.اینگونه افراد هوشمندانه این تز و عقیده را که موجودات فضایی در میان مزرعه ها،در حال ایجاد پیامهایی برای ما زمینیان هستند رد می کنند.ولی خود از طرف دیگر اینگونه ادعا می کنند که این نقوش نتیجه ایجاد گردابهای انرژی در خطوط انتقال انرژی زمین می باشند ویا اینکه در نتیجه پدیده ای مثل Ball lighting هستند.


چیزی مثل جریانهای گردابهای پلاسمایی انرژی یا گردبادهایی از هوای یونیزه شده!!!

 

   


  

            

برخی ها بر این نظرند که این نقوش را نیروی هوایی آمریکا یا نیروی هوایی سلطنتی انگلستان   ایجاد کرده اند. عده ای بر این باورند که ایجاد این نقوش جز برنامه ها و توطئه های سیاسی قدرتهای بزرگ برای تاثیر بر افکار عمومی مردم است.

البته هرگاه به دنبال یافتن دلیلی برای پدیده های غیر طبیعی و عجیب هستیم  این گزینه را هم در نظر بگیریم که شاید عمدا نقوش زیادتری ایجاد کرده اند تا اصل ماجرا را لوث کنند ...

اگر پدیده crop circle ها مثلا در قرن سیزدهم میلادی اتفاق می افتاد به احتمال زیاد آن را به شیطان نسبت می دادند.همانگونه که در آن زمانها بسیاری از اتفاقات عجیب و بعضا غیر عجیب را به شیطان نسبت می دادند.مثل ساختن بنای سنگی Stonehenge و یا دیوار سنگی Hadrianکه بین انگلستان و اسکاتلند وحود دارد. که در آن زمانها ساخت آنها را به شیطان نسبت می دادند.

چون مردم عادی  بطور کاملا علمی مسایل را بررسی نمی کنند ... دولت های مختلف از آن استفاده های خاص خودشان را می کنند تا این مردم به نوعی سرگرم باشند.گاهی هم اتفاق عجیبی در دنیا رخ می دهد اما ...طور دیگری انعکاس داده شده  و یا عمدا  لوث می گردد ...باید دید... خبرگزاری های  منطقه ای خصوصی  یا  دولتی حوادث فرا طبیعی را  چگونه و با چه لحنی پوشش می دهند ... و به چه منظور ...


یکی از دلایلی که آقایان Cerealogist  به آن استناد کرده و مدعی می شوند که این نقوش نمی تواند ساخته دست انسانها و افراد عادی باشد این است که ساقه ها بسیار دقیق خم شده اند و شکسته نشده اند . و در ضمن رد پایی از حضور انسانها و ورود آنها به مزارع وجود ندارد.


           

اینکه ادعا می شود رد پایی از حضور انسان وجود ندارد نیز در حقیقت درست نمی باشد.بسیاری از این نقوش در نزدیکی ردهایی که تراکتورها بصورت خطوط موازی در مزارع ایجاد کرده اند ایجاد شده است.دستگاه های آبیاری مصنوعی،سمپاشی،حرس و ... دائما در مزارع در جال حرکت هستند و انسانها و دستکاه ها دائما در لابلای مزارع حضور دارند. و اصلا اگر غیر از این باشد به جای مزرعه گندم یک دست و زیبایی انگلیسی آنچه دیده می شود توده ای انبوه و نا مرتب از علفهای هزر است.در تمام تصاویر کراپ سیرکل ها مسیرهای جرکت تراکتور مشخص است.

          

یکی از محققان به نام و مطرحی که در این زمینه مطالعه کرده است نتایج خود را در این رابطه اینگونه منتشر کرده است.

ایشان  دکتر Joe Nickell می باشند.

                     

ایشان عضو ارشد و محقق مطرح کمیته پژوهشهای پدیده های مشکوک Committee for Skeptical Inquiry  یا به اختصار (CSI) هستند.این کمیته توسط تعدادی از دانشمندان بنام و مطرح و نویسندگان بزرکی در رشته های مختلف علمی تشکیل شده است که در باره ادعاهای مختلف و پدیده های غیر قابل توضیح تحقیق کرده و نظر خود را بر مبنای شواهد و دلایل علمی بیان می کنند. دوستانی که علاقمند به دریافت اطلاعات بیشتر از این گروه هستند به این لینک مراجعه کنند:

http://www.csicop.org/about


ایشان مشخصاتی را در این رابطه ذکر می کنند که نشان می دهد این کراپ سیرکل ها کار انسانهای عادی بوده که قصد شوخی یا کلک زدن را داشته اند:

1-افزدوه شدن به تعداد کراپ سیرکل ها.

در ابتدا و در دهه 1970 گزارشهای تک و توکی از پیدا شدن کراپ سیرکلها آنهم فقط در چند کشور خاص و مشخص وجود داشت.تعداد گزارشهای مبنی بر کراپ سیرکلها از سال 1981-1987 سال به سال بصورت تصاعدی بیشتر و بیشتر شده است.به نظر می رسد این افزایش آمار گزارشها با بیشتر پوشش دادن رسانه های مختلف به این موضوع ارتباط مستقیم دارد.در حقیقت این پوشش رسانه ای انگیزه فریبکاران را برای ایجاد سیرکل های بیشتر افزایش داده است.

2-توزیع جغرافیایی.

این پدیده بیشتر از هر جای دنیا در محدوده خاصی از جنوب انگلستان دیده شده است.از منطقه Hampshire شروع شده و بهWiltshire  و سایر بخشها و استانهای مجاور گسترش یافته است.

                            

اصلا در ابتدا از فقط این محدوده خاص جغرافیایی بود که پدیده کراپ سیرکل ها مطرح شده و پوشش رسانه ای  به آن داده شد.و پس از آن با افزوده شدن به آمار آنها در سایر نقاط نیز کم کم دیده شد.از اواخر دهه 1980 با افزایش برنامه های تلوزیونی و مقالات روزنامه ها در این باره سال به سال به تعداد آنها افزوده شد.



3-افزایش و بیشتر شدن پیچیدگی طرحها و نقوش.

یکی از خصوصیات مهم این پدیده این است که با گذشت زمان به مرور و کم کم به پیچیدگی این طرحها افزوده شده است . تا جایی که طرحهایی که در ابتدا از دوایر و خطوط ساده تشکیل می شدند ،به طرحهای استادانه تر و پر ظرافت تر تبدیل شدند.

               

در سال 1987 یک پیام به زبان انگلیسی در یکی از کراپ سیرکل ها دیده شد.

(WE ARE NOT ALONE)  البته اگر این جمله را پیامی از جانب موجودات فضایی و بیگانگان فرازمینی در نظر بگیریم که البته به زبان انگلیسی هم صحبت می کنند،بهتر بود به جای این جمله می گفتند:

(YOU ARE NOT ALONE)


در سال 1990 طرحهای پیچیده تری رویت شدند که به آنها لقب Pictograms دادند.تصاویری پیچیده و رمز آلود.البته در همان زمان هم تعدادی از این نقوش با شکلهای مسخره  و خنده دار نیز دیده شدند.

      


اما هر چه جلوتر می رویم طرحهایی با الگوهای ریاضی و هندسی پیچیده تر دیده می شوند.البته تمام این طرحها را می توان ساخته ذهن فعال و مبتکر انسانهای همو ساپین در نظر گرفت.

         

4-فاکتور کمرویی سازندگان کراپ سیرکلها.

جالب است که سازندگان این نقوش بسیار کمرو بوده و اصلا آفتابی نمی شوند.در ماه June  سال 1989 حدود 60  Cerealogist  ،8 شب را بیدار ماندند تا در منطقه ای که بیشترین کراپ سیرکلها دیده شده بود ،بتوانند لحظه ساخت یکی از آنها را رصد کنند.اما هیچ چیز دیده نشد.جالب است در همین موقع از سال در این منطقه صدها کراپ سیرکل ایجاد می شد ولی این بار هیچ چیز دیده نشد.به محض اینکه این Cerealogistها منطقه را ترک کردند در فاصله چند صد یاردی در روز بعد یک کراپ سیرکل ایجاد شده بود.

این مشخصات و دلایل دیگر بر این دلالت می کنند که ایها کار افرادی می باشد که به Hoaxers معروف شده اند.(فریبکاران)


در سال 1991 دو پیرمرد 60 ساله شوخ طبع انگلیسی اعتراف کردند که بسیاری از کراپ سیرکلهای ثبت شده تا آن زمان کار آنها بوده است . این دو فرد Doug Bower و Dave Chorley نام داشتند.

                              

با این وجود هنوز هم عده ای از Cerealogist ها اصرار می کردند که طرحها آنقدر پیچیده است که نمی تواند کار انسانها باشد.

در 10 سپتامبر 1991 این دو نفر در برنامه Good Morning America  در شبکه تلوزیونی ABC ظاهر شدند و عملا نشان دادند که چگونه با استفاده از ابزار ساده ای که از یک تخته چوب و یک طناب تشکیل شده است،با کمی دقت و تمرین ساقه ها را خم کرده و این نقوش را می سازند.

 


 

ساخت دایره های کشتزار Crop Circles به عنوان تفریحی شبانه به عنوان تفریح دو هنرمند و طراح ساکن Hampshire انگلستان ،مطرح شده و به  تفریحی محبوب تبدیل شد.دو هنرمند به نامهای Doug Bower و Dave Chorley .آنها در سال 1991 این قضیه را رو کردند و پرده از رازی که برای مدتها همه را سرکار گذاشته بود برداشتند.

                                 

برای مدتی بیش از 12 سال طرحها و دایرا هایی که آنان در مزارع و کشتزارهای انگلستان ایجاد کردند توجه دانشمندان بسیاری را در سراسر جهان به خود جلب کرد و ذهن آنان را درگیر کرد.

پس از آنان هنرمندان دیگری نیز به تقلید از کار آنان پرداختند و عده ای نیز با پر و بال دادن به این نظریه که این طرحها کار UFO ها و بیگانه های فضایی است ، این کارهای هنری را به عجبترین پدیده های قابل لمس و در عین حال عجیب و غیر قابل توضیح قرن اخیر تبدیل کردند.نویسندگان زیادی در سایتهای اینترنتی و مجلات و داستانهای علمی تخیلی به این موضوع پرداختند و داستانهای خیالی بیشماری از اینکه ساخت آنها توسط بیگانگان فضایی است و اینکه این نقش ها حاوی پیامی برای ما زمینیان است را با آب و تاب ایجاد کرده و ترویج دادند.


همانگونه در طول تاریخ و هزاران سال پیش مبدعان ادیان دروغین و الحادی از پدیده های شبه علمی به عنوان معجزه استفاده کردند و عده زیادی را فریب دادند ، در همین عصر و دورانی که ما زندگی می کنیم نیز این داستان در حال تکرار شدن است.استفاده از بهت و حیرت جماعت جاهل و کشاندن این توده مبهوت و افسون شده به سمتی که دست های پشت پرده آن را می خواهند و مایلند.

اگرچه این نقوش تابحال عجیب و غریب در تمام دنیا بروی مزارع مختلفی از قبیل : گندم،جو،اسفناج،علف،نخود،برنج،ذرت،برزک،دانه های روغنی،کتان،آفتابگردان،خردل،چغندر،چاودار و سایر جبوبات و گیاهان  دیگر ایجاد شده است،

ولی بیشتر هنرمندان تمایل دارند برای ایجاد نقوش و بهترین نتیجه بروی سه نوع خاص از مزارع تمرکز کنند.


این نوع از گیاهان به صورت بسیار صاف و متراکم می رویند.

گیاهان روغنی در از ماه April  تا  May.

جو از May  تا June.

و گندم از June  تا اوایل September.

یکی از سازندگان و طراحان معروف Crop Circles یا همان نقوش کشتزارها فرد هنرمندی است به نام

John  Lundberg .

ایشان سایتی را به کمک همکاران خود تاسیس کردند به نام http://www.circlemakers.org

 این سایت در سال 1995 توسط ایشان و دو تن از همکاران هنرمندشان به نامهای

Geoff Gilbertson, Rod Dickinson تاسیس شده است.

 


 چند نمونه را برای آشنایی بیشتر شما :

مواد لازم:

وسایلی که شما برای ساختن یک Crop Circle  نیاز دارید بسیار ساده و در دسترس می باشند.

1-یک متر نواری معمولی مساحی و نقشه برداری به طول 30 متر.

البته می توانید از ریسمانهای معمولی هم استفاده کنید ولی مترهای نواری مخصوص نقشه برداری ارجحیت دارد.چون در هم گره نخورده و کار با آن راحتتر است.

2-یک تخته یا الوار ساده چوبی به طول 1 تا 2 متر بصورتی که ریسمان و طنابی به هر دو سر آن متصل شده باشد و با همدیگر یک حلقه را تشکیل دهند.این وسیله به ساقه کوب  Stalk-Stamper معروف است.البته بسته به طرحی که در نظر دارید می تواند طول این قطعه متغیر باشد.

3-یک غلطک پلاستیکی مخصوص باغبانی Garden Roller .این را میتوانید از فروشگاه هایی که لوازم کشاورزی و باغبانی می فروشند خریداری کنید.در انگلستان فروشگاه هایی وجود دارد که این ابزار را میتوانید به قیمت شبی دو پوند از آنها کرایه کنید.

4-یک ساعت شب نما .چون شب های تابستان کوتاه هستند و ممکن است زمان از دست شما در برود

5-یک توپ و کلاف از ریسمان پلاستیکی.

6-یک تیرک یا میخ 60 سانتی مخصوص نشانه گذاری

7-یک نقشه محلی که در آن راها و مرزهای مزارع مشخص شده باشد.(OS Pathfinder)

لوازم اضافی و دلبخواهی Optional Equipments:

8-یک شاقول مخصوص Dowsing Rod  .باید از جنس مس باشد.این ابزار را می توانید از فروشگاه هایی که از این دست ابزار آلات عصر جدید New Age را می فروشند خریداری کنید.متاسفانه در ایران این فروشگاه ها وجود ندارند.ولی عیبی ندارد می توانید یک جالباسی را بریده و از آن دو قطعه Lمانند تهیه کنید.از این ابزار برای کشف منابع آب نیز استفاده می شده است.شبیه همان شاخه های درخت دوسری که قدیمها توی کارتونها نشان می دادند و با رسیدن به منبع آب سرشان به هم نزدیک می شد.الله اعلم

9- دوربین دید در شب مادون قرمز

پس از تهیه لوازم و ابزار آلات لازم مراحل آماده سازی را باید طی کرد:

1-سایتی مناسبی را برای اجرای طرح انتخاب کنید.این سایت خوب است در نزدیک جاده باشد و به صورت یک آمفی تئاتر طبیعی از جاده دید داشته باشد

2-بهتر است مکانی را که انتخاب می کنید روی خطوط انتقال انرژی یا در نزدیکی آنها واقع شده باشد.

این کار باعث می شود که طرح شما بعدها که توسط انجمن های یوفو شناس،  متخصصان انرژی درمانی،پژوهشگران علوم غریبه و ناشناخته و سایر افراد آزمایش می شود،تاثیر بیشتری گذاشته و در صحت و اصالت آن شک نشود.برطبق عقیده صاحبان این سایت اگر طرح شما در جهت جریان انتقال خطوط انرژی باشد آثاری چون شفابخشی،تقویت انرژی حیاتی Orgone،باز شدن چشم برزخی و دیدن فرشته ای را منتج خواهد شد.

اخطار! اگر طرح شما در خلاف جهت جریان انرژی اجرا شده باشد.آتاری چون سردرد،درد مفاصل،حالت تهوع،فلج موقتی عضلانی،بیماری روانی،ایجادتشعشع مرگ آور Orgone و ... ایجاد خواهد شد.ممکن است در این صورت طرح اجرا شده مورد توجه شیطان پرستان قرار گیرد.

3-در طراحی خود از طرحهایی استفاده کنید که با انرژی زمین هماهنگ تر باشد.شما می توانید از الگوها و طرحهای هندسی استفاده کرده یا طرح خودبخودی و دلبخواهی خود را اجرا کنید.این به انتخاب و اولویت های شما بستگی دارد.به این نکته توجه داشته باشید که اجرای طرحهای هندسی خیلی پیچیده را تمی توان براحتی در تاریکی شب انجام داد.مراقب باشید برای اینکه دیده نشوید از مشعل استفاده نکنید.استفاده از دوربین های دید در شب برای این منظور بسیار مناسب است.

=

از سال نود و یک میلادیRod Dickinson  به همراه سایر دوستانش در ساخت اینگونه نقوش در مزارع فعالیت داشته است.

آنها در سیاهی شب در حالیکه نقشه طرح مورد نظر خود و کلاف ریسمانهای پلاستیکی و الوارهای مخصوص خم کردن ساقه ها را در دست دارند به آرامی به مزارع وارد می شوند.آنها سعی می کنند بدون هیچ سر و صدایی و بدون اینکه به محصولات مزرعه آسیبی بزنند،از مسیرهایی که رد لاستیک تراکتورهای درون مزرعه بجای گذاشته اند خود را به نقطه مورد نظر خود برسانند.

آنها معمولا تا جایی که بتوانند به درون و عمق مزرعه نفوذ می می کنند تا به جایی برسند که از لبه و کنار مزرعه به خوبی قابل رویت و دیده شدن نباشند.آنها با استفاده از نور مهتاب کار خود را مطابق با الگویی که قبلا طراحی کرده و در ذهن خود آن را تمرین کرده اند اغاز می کنند .آنها کار را به سرعتی انجام می دهند که تا قبل از طلوع خورشید به اتمام رسیده باشد.

از آن سالها به این طرف طرحهای نقوش مزارع پیچیده و پیچیده تر شده است.و با توجه به خطری که از جانب جاسوسان و **** های کنجکاو آنها را تهدید می کند ،اعضائ گروه را مجبور کرده که کار خود را بیشتر در شبهای بسیار تاریک انجام دهند تا دیده نشوند و این فشار بیشتری را به بچه های گروه وارد می کند که این طرحهای پیچیده را در تاریکی مطلق و سریعتر از قیل به اتمام برسانند.حقیقت امر این است که امروزه برای سر هر  CircleMaker جایزه ای تعیین شده است.

فشار بسیار زیادی از جانب اتحادیه ملی کشاورزان انگلستان National Farmers Union به کشاورزان محلی وارد می شود که از فعالیت گروه های همچون Circle Makers جلوگیری کنند ولی خود کشاورزان محلی چندان تمایلی به این کار ندارند، چون سیل عظیمی از توریستها که در تابستانها برای دیدن این نقوش به مزارع آنها می روند برایشان سود آورند و آنها هم از پول بدشان نمی آید.

از طرف دیگر فشار زیادی به گروه از طرف موسسات و پژوهشگران  و انجمن های UFO شناسی و Cerealogy وارد می شود .آنها همیشه سعی دارند تا سر از کار این گروه در آورند و آنها را به عنوان فریبکار و شیاد رسوا کنند.(اگرچه تا کنون کسی در انگلستان به این جرم دستگیر یا محکوم نشده است.)

این انجمن ها ادعا می کنند که همه Crop Circle  ها یکسان نیستند .Cerealogistها اعتقاد دارند که برخی از این دایره ها تقلبی و دست ساز بوده و برخی را واقعا موجودات فرازمینی ساخته اند.دلیل آنها این است که برخی از این نقوش آنقدر پیچیده و غامض هستند که نمی توانند توسط انسانها در تاریکی شب و در طول چند ساعت ساخته شوند.


این به اصطلاح دانشمندان Cerealogist در مقابل هرگونه پیشنهاد یا نظری که اینگونه نقوش را ساخته دست انسانها معرفی می کند سریعا جبهه گیری کرده و خشمگین می شوند و تنها دلیلشان هم این است که این نقوش پیچیده هستند و تمی توانند ساخته دست بشر باشند.اما در حقیقت این است که دلایل غیر قابل انکار و مسلمی وجود دارد که همه این نقوش ساخته دست بشرند و هیچ موجود ماورایی و فضایی در این میان دخیل نیست.شاید اگر برای همه ثابت شود که این نقوش ساخته دست انسانهای معمولی هستند دکان خیلی ها تخته می شود و دیگر نتوانند برای عوام الناس و مردمی که دوست دارند تا اینگونه داستانهای عجیب و غریب را باور کنند، تولید سرگرمی کنند.

اینگونه به اصطلاح دانشمندان برای اینکه ثابت کنند که این نقوش ساخته دست انسانها نیستند لیست با لا بلندی از دلیل را ردیف می کنند.مثلا اینکه هیچگونه ردی مبنی بر ورود کسی به مزارع باقی نمانده است.یا اینکه سلولهای گیاهان در محل خم شدن ساقه ها تغییر یافته است.یا اینکه در عملکرد وسایل الکتریکی و برقی که در نزدیکی این دایره ها قرار دارند اختلال ایجاد می شود.

اینکه تمام پرندگان از اطراف محلهایی که این نقوش در آنجا ایجاد شده مهاجرت می کنند.یا اینکه بر فراز این نقوش نورهای عجیبی مشاهده شده یا از آن نورها عکسبرداری شده است.یا اینکه در وسایل الکتریکی که از آنها در نزدیکی این مکانها استفاده می شود ،نویز ایجاد می شود.

اینکه در متابولیسم و سوخت و ساز بدنی افرادی که در نزدیکی این نقوش زندگی می کنند تغییرات مثبت یا منفی مشاهده می شود.


Cerealogist ها با استناد به این دلایل اینگونه مطرح می کنند که این نقوش که در مزارع ایجاد می شوند، به علت نیرو و انرژی ناشناخته و غیر قابل توضیح ایجاد می شوند. آنها ادعا می کنند که این  نقوش ،نشانه هایی از تماس موجودات فرازمینی با ما زمینیان بوده و اینکه آنها از این طریق پیامهایی را برای ما می فرستند.

وقتی که Dickinson کار ساخت Crop Circle ها را شروع کرد ،در حقیقت وارد رسمی شده بود که بیش از 15 سال سابقه داشت.اولین دایره ها در انگلستان توسط Dave Chorley (که در سال 1996 فوت کرد)و فرد دیگری به نام Doug Bower  در اواسط دهه 1970 ایجاد شده بود.

در تصاویر زیر نمونه های از طرحهای ساخته شده توسط این گروه را مشاهده می کنید:


البته این گروه رسما اجرای آنها را توسط خود علنی کرده ولی گروهای مشابه دیگری هم چون این گروه وجود دارند که طرحهای خود را اجرا می کنند.


سفارشی برای اجرای گروه KORN

برخی از طرحهای اجرا شده در 2006



برخی از طرحهای اجرا شده توسط این گروه در 2007






BUT ... TRUE


حقیقت پشت پرده



اولین حلقه  مربوط به  سال 1678    !!!!!






آزمايش‌ها و بررسي‌هاي شبانه با کمک دوربين‌هاي مادون قرمز و ميکروفن‌ها ثابت کرده‌اند که  اشکال  واقعی  عجيب و غريب و شايد در باطن پرمعني، شب هنگام و در کوتاه‌ترين زمان و بدون ايجاد کمترين سروصدايي يا تظاهرات عيني و گويي که به‌طور صددرصد نامريي بوجود آمده‌اند.


اين اشکال در طول ۲۰ سال گذشته هندسي‌تر، هنري‌تر، پيچيده‌تر و پرطرح‌تر شده‌اند. مثلا دايره‌ها بزرگتر شده‌اند. گاهي دايره‌ها مانند حلقه‌هاي نماد المپيک تو در تو هستند و در يک مورد هم يک مثلث نيز به آنها اضافه شده است. اشکالي هم شبيه حشرات و ماهي‌ها عينا مانند آثار نقاشي ماقبل تاريخ که در غارها کشف شده ديده شده‌اند. در کل کسي که اين اشکال را ايجاد کرده است در نوعي خط تصويري نظير خط هيروگليف مهارت داشته و خواسته است که با زبان بي زباني به ما چيزهايي بگويد.




برخي از محققاني که ماجرا را مورد بررسي قرار داده‌اند، مي‌گويند که اين اشکال از فضا و با کمک نوعي اشعه شبيه اشعه ليزر دايره‌وار سوزانده مي‌شوند و بعيد نيست که هنگام عمل، صداي خش و خش مانندي نيز بلند شده باشد. ولي در کل از روي شکل‌هاي اين مزارع بايد نتيجه گرفت که فاعل هر کسي که باشد، روحيه اعتدالي دارد و از هندسه و هنر چيزهايي سرش مي‌شود و در ضمن با طبيعت هم سر و کار دارد. به‌طور کلي مي‌توان گفت که آنها موجودات بي‌آزار و صلح‌جويي هستند و مي‌خواهند، خود را به نحوي از انحا با طبيعت زمين تطبيق دهند و به ما حالي کنند که ما هم هستيم.




نيرويي که بتواند ساقه‌هاي گندم را خم کند، الزاما بايد ويژگي‌هاي خاصي نيز داشته باشد. چون در بعضي از گندمزارها ساقه‌هاي گندم در اين اشکال بريده يا سوزانده نشده‌اند، بلکه خيلي تميز و پاکيزه با زاويه ۹۰ درجه خم و خوابانده شده‌اند. يعني به بوته گندم امکان داده شده است که به رشد خود ادامه دهد ولي نه به صورت قائم، بلکه به صورت افقي.




مساله کشف و تشخيص آثار راديواکتيو در اين اشکال، موضوع را پيچيده‌تر کرده است. در تمام اشکال، آثار تشعشعات راديو اکتيو بتا و گاما ( البته با شدت ضعف‌هاي متفاوت ) تشخيص داده شده است و آزمايشگاه‌ها نظر داده‌اند که در بعضي از مزارع، مقدار اشعه بتا و گاما زياد و در برخي کم است.




تشکيلات موسوم به حلقه‌هاي کشتزار، اغلب در مزارع غلات پديد مي‌آيند و طي فرآيندي که به پيدايش آنها مي‌انجامد، گياهان به نحوي اسرارآميز روي زمين مي‌خوابند. بدين‌صورت الگو‌هايي پديد مي‌آيد که يک‌باره و بي‌آنکه در روشنايي روز پيش از آن، کسي آنها را ديده باشد، توجه مردم را به خود جلب مي‌کنند.


12 Petals of the Flower of Life


Commom Theme – Dumbell Shaped Crop Formation

شواهد موجود نشان مي‌دهند که وقوع اين پديده‌ها، از اوايل قرن بيستم به بعد، سال به سال افزايش يافته است، به‌طوري که در دهه ۱۹۶۰ به رويدادي آشنا تبديل شده و از دهه ۱۹۷۰ به بعد توجه اذهان عمومي را به خود جلب كرده است. از سال ۱۹۷۲به بعد ( يعني سال مشاهده عيني صحنه وقوع توسط باند شاتل وود ) تاکنون در حدود 10 هزار گزارش از پيدايش مستند حلقه‌هاي کشتزار با اشکال گوناگون، در نقاط مختلف جهان ارائه شده است. قطر بعضي از اين حلقه‌ها به يک کيلومتر مي‌رسد و برخي ديگر از آنها مساحتي بالغ بر ۱۹ هزار متر مربع را مي‌پوشانند.



نکته قابل ذکر ديگر، نحوه خميده شدن ساقه‌ها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست. ساقه گياهان علفي، بندها يا گره‌هايي دارند که از وظايف آنها، ايجاد استحکام در گياه است. اين بندها، مجهز به روزنه‌هايي براي ايجاد امکان خروج بخار آب هستند. تجمع آب در محل بندها و فشار آن، موجب راست ايستادن ساقه و در نتيجه، موجب سر پا ماندن گياه مي‌شود. در صورتي که دما افزايش يابد، آب به بخار تبديل مي‌شود و منافذ موجود در بندها، راه را براي خروج بخار مي‌گشايند. اين سازوکار، راهي براي تنظيم دما و خنک نگه داشتن گياه است، که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خميده شدن ساقه گياه مي‌انجامد.



بسياري از کساني که از اين حلقه‌ها بازديد مي‌کنند، دچار واکنش‌هاي جسمي خاصي مي‌شوند که از آن جمله مي‌توان به حالت تهوع، سردرد، گيجي، احساس قلقلک و دردهاي گوناگون اشاره کرد. نظير اين نشانگان را مي‌توان در ناخوشي‌هاي حاصل از تاثير پرتو راديو اکتيو نيز مشاهده کرد.

گفته مي‌شود که ساعت‌ها، تلفن‌هاي همراه، دوربين‌هاي عکاسي و به ويژه دستگاه‌هاي الکترونيکي که براي بررسي وارد منطقه مي‌شوند، دچار اختلال مي‌شوند و نيز ادعا مي‌شود که قطب‌نماي هواپيماها، در بالاي اين مناطق، به صورت ديوانه وار به چرخش در‌مي‌آيد.
اشخاصي که شاهد پيدايش حلقه‌هاي کشتزار بوده‌اند، متوجه تابش سرخ رنگي بر سطح زمين شده‌اند. خميده شدن گياهان در پنج دقيقه اتفاق مي‌افتد و در اين مدت، هيچ‌کس، شخص يا وسيله‌اي را که بتوان اين رويداد را به آن نسبت داد، نديده است.



در برخي موارد، پيدايش اشکال پيچيده اين حلقه‌ها با برخي حوادث عجيب همراه بوده است. مثلا ديده شده است که سگ‌هاي مجاور يک منطقه در فاصله ساعت ۲ تا ۴ بامداد پارس کرده‌اند و صبح روز بعد، پيدايش حلقه‌اي در آن منطقه گزارش شده است، يا ديده‌اند که احشام، پس از ورود به محوطه حلقه‌ها بيمار شده‌اند. در دامنه تپه‌ها، متوجه وزش بادهاي عجيب شده‌اند و همچنين مشاهده گوي‌هاي نارنجي نوراني، شنيدن صداهاي خش خش مانند عجيب و ظهور مکرر اشيا پرنده ناشناس، از ديگر وقايع پس از ظهور حلقه‌ها بوده‌اند.


اینکه چرا دولت های آمریکا و انگلیس سعی در لوث کردن ماجرا داشتند و اینطور  وانمود کردند که

همه ی  نقش ها   کار  چند جوان ماجراجو  و   با ذوق است  جای تامل و سوال دارد ...


 

 



مشهورترين تصوير قديمي مستندي که وقوع پديده حلقه‌هاي کشتزار را نشان مي‌دهد، يک گراور يا حکاکي چوبي، متعلق به سال ۱۶۷۸ ميلادي در انگلستان است. در اين اثر، موجودي شيطاني به تصوير درآمده است که با داسي بلند، مشغول دروي مزرعه غلات در قالب الگويي عجيب و خاص است.





The Truth About Crop Circles
by Ken Amis

Garden-variety crop circle.

Crop circles have been appearing in grain fields all over the earth during the last few decades. They appear suddenly, usually at night. At first they were simple circles of bent-over grain stalks. Soon a new crop of more elaborate designs evolved—geometric forms reminiscent of profound mathematical theorems.

Some cerealogists (people who study crop circles) say that these diagrams must be created by intelligent alien beings from elsewhere. Even though these diagrams must be constructed in a very short timespan, the genuine crop circles never show any serious mistakes or blunders of execution. Cerealogists see this as evidence that the aliens must be very intelligent and much more advanced than we are. That's mere speculation, of course. Others say the real reason is that there's a worldwide conspiracy to hide the fact that the aliens sometimes do make mistakes. This coverup is carried out by people who want to preserve the myth that the aliens are a perfect race. The fact that you've never heard of such crop circle blunders just shows how effective this coverup is, they say. Mistakes are repaired at the site, or sometimes photographs of the circles are retouched. This has about as much to recommend it as any of the other conspiracy theories accepted and believed by simple-minded people.

Let's look at more plausible explanations. Actually, a few designs do seem at first to have apparent irregularities or flaws. Some of these are surely caused by wind or rain, careless hoaxers or the trampling feet of crop circle buffs. But let's set those aside and look only at those that are genuine and undisturbed. What appear at first to be iregularities or errors, may only be perfection of a higher and subtler kind, that we do not as yet understand.

Crop circles made by aliens?

Why should supposedly intelligent aliens travel huge cosmic distances across the galaxy just to doodle in our grain fields? What an absurd idea! [1] No one has ever seen them doing it, have they? Usually there aren't even any ufo sightings associated with the circles, except for those reported after the fact by people with overactive imaginations. Surely intelligent aliens have better things to do. The true origin of crop circle designs may be nearer to home.

The whole thing begins to make sense once we realize that the earth is flat. We live on the backside of a huge flat blackboard (whiteboard, scratch paper, or whatever) used by aliens in their schools and universities. There are many of these in the universe. The flat disk of the earth is thin enough that student doodles made in alien art and math classes "bleed through" to our side. This happens because their writing instruments emit mitogenetic radiation (M-rays) that are well known to affect some living plants, especially wheat, barley, oats and corn. [2] M-rays weaken the stalk structure near the ground, and the stalks bend over gently to lie flat on the ground, showing no evidence of forceful breaking. So the crop circles in grain fields are nothing more than the reverse pattern of alien students' diagrams made in geometry class.

Look carefully at photos of crop circles in books and on the internet, and a striking fact emerges. Crop circle designs are constructed from circular arcs and straight lines. Even the more complex crop circles, including those made to look like Mandelbrot sets, or the head of Mickey Mouse ©, conform to this rule. All crop circles can be constructed using the standard methods of Euclidean geometry. This should tell us something. The aliens making these drawings must be using ungraduated rulers and compases. [3] Has anyone ever seen a crop circle based on the form of a pentagon?

It's true that a few designs have straight lines and curves that seem at first to be more complex than circles. But we must remember that straight lines are simply circles of infinite radius. Any complex curves can be constructed approximately from circular arc segments of different radius.

Did they use a ruler?

There's good evidence that aliens have been defacing the earth's surface with geological grafitti for a very long time. The curious lines and drawings on the Nazca plain in Peru likely have the same cause. At that earlier time in history the aliens had only primitive writing instruments. They were still using "pens" made of inorganic material, that emit E-rays (Earth rays). These only affect non-living things. Sand on flat ground is easily moved around with very little energy. The sandy surface of the Nazca plain acted like a giant Etch-A-Sketch ®. No advanced mathematical figures are found at Nazca, only long straight lines, pictures and geometric doodles. Obviously the aliens weren't as scientifically advanced then. Then why are the lines so perfect, and the straight lines so straight? The reason is quite simple: on their side of the blackboard the aliens used rulers.

School kid's prank?

A number of commentators claim to have proven to their own satisfaction that the Ancient Egyptians didn't have the resources or technology to build the pyramids. Could it be that the pyramids of Egypt were built by alien kids, who, in a playful mood, pushed their play blocks into their blackboard, all the way through, coming up point first on our side? Following this line of reasoning, perhaps Stonehenge and similar structures are the result of an alien children's game in which stone pegs are pushed into a geometric array of holes.


Endnotes

1. If they came looking for intelligent life, they came to the wrong place. See: Catran, Jack. Is there intelligent life on earth? Lidiraven books, 1980.

2. In 1929 the Russian biologist Alexander Gavrilovich Gurvich (1874–1954) discovered Mitogenetic rays, emitted by the roots of growing plants. His experiments showed that these rays could stimulate the early growth of other nearby plants. It's not unreasonable to suppose that they could also cause structural changes in mature cereal plants by weakening mature stalks.

3. Euclidean geometry restricted itself to geometric constructions and proofs about figures that could be constructed using only an ungraduated straightedge and a compass. A string and pins serves as well. Or a rope and stakes.





ATLANTIS






آتلانتیس







  



 


حدود 350 سال قبل از میلاد ' افلاطون در رساله ای به نام تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت : " 12 هزار سال پیش از این جزیرهای بوده است بزرگ با تمدنی ستایش انگیز موسوم به آتلانتیس که..." به این ترتیب نام قاره آتلانتیس برای نخستین بار بر قلم افلاطون جاری شد و به زودی بر سر زبانها افتاد .

این فیلسوف بزرگ یونانی انگاه در رساله دیگری به نام کور تیاس (Critias) شرح بیشتری از قاره اتلانتیس و تمدن ان نوشت " اتلانتها افزون بر 20 میلیون نفر بودند که در جزیره ای خوش اب وهوا به وسعت 154 هزار مایل مربع زندگی می کردند در جنگلهای انبوه اتلانتیس انواع جانوران بزرگ وکوچک می زیستند و شهرهای اباد ان با ساختمانهای عظیم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر ..."

 

 

 

طبق گزارش افلاطون "... بر این سرزمین اطلس حکومت می راند که مردم او را ستون اسمان می دانستند و در مرکز جزیره در بزرگداشت اطلس معبدی با شکوه ساخته بودند که دیوارهای عظیم داشت و درهای ان تزیین یافته بود از سنگها و فلزات قیمتی در زیر تابش نور خورشید همچون الماس می درخشید ."

افلاطون ادامه می دهد :" مقدس ترین حیوان در نزد مردمان اتلانتیس گاو نر بود که مظهر قدرت بی شمار می رفت و به عنوان برترین هدیه به پیشگاه اطلس با مراسمی شکوهمند در برابر معبد بزرگ قربانی می شد تا فوران خون سنگهای مرمر را رنگ امیزی کند ."

 

 

به نوشته افلاطون :" در قاره اتلانتیس شهرها به شکلی هندسی و زیبا ساخته شده بودند و کانال های اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سیراب می کردند . اساس فرهنگ و تمدن این مردمان سعادتمند همانا برادری و صفات عالی انسانی بود. اما چون قدرت ایشان روز افزون شد به تدریج شروع به دست درازی به دیگر سرزمینها کردند افلاطون میگوید :روح احساس و کمک در انها دیگر از بین رفته بود انها اعتقاد و ایمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهیانی بی شمار  قصد فتح اتن و سرزمین های شرق را داشتند .

اما زئوس طوفانی بر انها نازل کرد . مجازاتی که به هیچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در این باره نوشت "طوفان سبب زمین لرزه و سیل های بزرگی شد که به مدت یک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتی دریا جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت " افلا طون تردید داشت که هرگز نشانهای از این سرزمین گمشده به دست اید .

او نوشت " اقیانوس در ان نقطه به مکانی غیر قابل عبور و جستجو تبدیل شده است".

به این ترتیب و به روایت افلاطون تمدن اتلانتیس در اغاز شکوفایی نابود می شود و سه نیروی سهمگین طبیعت یعنی : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتی بر پیکر اتلانتیس می تازد که تصور ان نیز لرزه بر پیکر ادمی می اندازد .این واقعه در سال 3500قبل  از میلاد روی می دهد . جزیره اتلانتیس به لرزه در می اید ; زمین از هر سو شکاف بر می دارد و تکه تکه می شود . از قله های کوه اتش فوران می کند و تکه های مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف قرار می دهد . سپس خاکستری داغ همه فضا را تیره و تار می کند و بر سراسر جزیره فرو می بارد تا ... سرانجام چنان کند که آتلانتیس در زیر پردهای سنگین مدفون شود وبه افسانه ها بپیوند د .

چون افلاطون در گذشت ; اتلانتیس هم از یاد ها رفت و دیگر کسی سراغ ان جزیره اسرارامیز را نگرفت جز انکه نا مش برای دریای اتلانتیک (واقع در میان سه قاره افریقا اروپا وامریکا ) باقی ماند .اما جست و جو گران و دوستداران تاریخ و گذشته زمین با مطاله رساله های افلا طون در اندیشه جزیره ای فرو می رفتند که در ان مردمی لایق و هوشمند زندگی می کردند و همواره پرسش این بود که اتلانتیس در چه نقطه ا ی قرار داشته و علت واقعی نابودی ان چه بوده است ؟ ایا چنین تمدنی واقعیت داشته یا افلاطون از رویا های خود سخن گفته است؟ این تردیدها از انجا قوت می گرفت که اتلانتیس در زبان مصریان باستان به معنی " جزیره بی نام " است و یونانیان باستان نیز علاقه وافری به سرزمینهای اساطیری و داستانهای مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند . بنابراین رساله افلاطون می بایستی درباره یک ارمانشهر در جزیره ا ی  موهوم میان دریای اساطیری باشد .

یک فرض دیگر این بود که افلاطون از تمدنی سخن به میان اورده که نشانه ها و چگونگی ان را از زبان دریا نوردان شنیده و خودش چیزهای زیادی به ان افزوده است .



 

 


 

یونانیهای دوره باستان بر این باور بودند که انتهای دنیا صخره عظیمی است در جایی که "ستون هرکول" قرار دارد ! و این ستون همان تخته سنگهای بس بزرگی است که در دو سوی تنگه ای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس (تنگه جبل الطارق) واقع است .

دریا نوردان کشورهای حوزه مدیترانه هرگز جرات نمی کردند از این تنگه بگذرند و خود را به دریا های ازاد و اقیانوسها برسانند ; اما گاه پیش می امد که کشتیهای کوچک به دست امواج خروشان به اقیانوس اطلس کشیده می شدند و از دهانه تنگه می گذشتند . در این صورت دریانوردهایی که می توانستند خود را نجات دهند و دوباره به وطن بازگردند  حکایتهای  شگفت اوری از سرزمینهای سرشار از نعمت و اسایش در ان سوی ستون هرکول تعریف می کردند که بیشتر به افسانه پردازی شباهت داشت تا واقعیت ! ولی افلاطون با جمع اوری اطلاعات و مشاهدات دریانوردها اعتقاد یافته بود که در ان سوی تمدن حوزه مدیترانه تمدن دیگری در جزیره ای میان ابهای خروشان اقیانوس وجود دارد که همان اتلانتیس است .

 

 

 

به گمان دانشمندان انچه افلاطون نشانی داده می تواند تمدنی باشد متعلق به دوران پارینه سنگی واقع در منطقه ای که در ان یخ بندان وجود نداشته است .

جست و جوی دانشمندان و کنجکاوی انها برای دستیابی به سرچشمه تاریخی اتلانتیس تا امروز ادامه داشته است . انسان با تکیه بر علم واطلاعات خود می خواهد سرانجام در یابد که " اتلانتیس مدفون شده " به طور دقیق در چه نقطه ای قرار داشته و کجا می تواند بوده با شد . ایا اتلانتیس قاره ایست تقسیم شده ؟ ایا اقلیمی است غروب کرده در مثلث برمودا ؟

با توجه به نشانه هایی که افلا طون در رساله های خود به دست داده است چنین گمان می کنند که جزایر " آ زور" باید از بقایای قاره گمشده اتلانتیس باشد . این جزایر همچون حلقه ای به همدیگر در اقیانوس اطلس قرار دارند و بر اساس شواهد و مدارک موجود در حدود 2200 سال پیش از میلاد با شراره های بر کشیده از قله یک اتشفشان سهمگین و زلزله پس از ان تکه چاره شده اند .

اوتوهنریخ موک که مهندس اتریشی بود و علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت کتابی تحت عنوان " راز اتلانتیس" نوشت که شهرتی جهانی یافت و بار دیگر اتلانتیس را بر سر زبانها انداخت . انتشار این کتاب در سال 1976 بود و به اعتقاد نویسنده ان جزیره اتلانتیس نه فقط وجود داشته و دستخوش یک بلای سهمگین طبیعی شده بلکه بازماندگان فاجعه اتلانتیس به سواحل امریکای جنوبی و شمالی و افریقا و اروپا افتاده و به هر سرزمینی که رسیده اند دانش خود را از شهر سازی و معماری به کار بسته اند تا بناهای عظیم و معبد های با شکوه و قصر های بزرگ مانند انچه که خود در اتلانتیس داشتند بسازند .

بناهایی همچون اهرام مصر و معبدهای مایا وازتک و...

بر اساس فرضیه هایی که موک ارایه می دهد بسیاری از تمدنهای دوره باستان از دسته دوم بوده و همگی زاییده یک تمدن مادر به نام اتلانتیس هستند ! زیرا این غیر ممکن است که به طور تصادفی تمدنهای مشابهی در دورترین نقاط گیتی به وجود اید و بخصوص معبد هایی به شکل هرم در هزاران کیلو متر دور از هم ( بین النهرین و حاشیه رود نیل و سواحل قاره امریکا و...) ساخته شود . موک حتی معتقد بود که بازی " پلوتا " که در میان اهالی باسک (اسپانیا) رواج دارد همان بازی رایج در تمدنهای مایا و آزتک است و ریشه در فرهنگ سرخپوستان امریکای جنوبی دارد .

 

 

 

به گفته موک : زلزله و طوفان هولناکی که 12 هزار سال قبل از میلاد در اقیانوس اطلس روی داد نه تنها تمدن درخشان اتلانتیس را از میان برد بلکه دامنه امواج خروشان ان همه خشکیهای زمین را در بر گرفت و چنان کرد که در کتابهای اسمانی " توفان بزرگ " نام گرفت و 4000 سال از ان طوفان سپری شد تا یک بار دیگر تمدنهای انسانی در اینجا وانجای جهان جوانه بزنند .

فرضیه های موک را دانشمندان علم زمین شناسی چنین توجیه می کنند که زلزله های شدیدی که در کف اقیانوسها رخ می دهد می توانند چنان لرزش و هیجان شدیدی در ابهای اقیانوس به وجود اورند که موجهای بسیار عظیم به پا شود و همه چیز را در ساحل به کام خود بکشد . در تابستان سال 1920 زلزله ای در منطقه شمال فرانسه (نرماندی) رخ داد که گرچه بیش از چند ثانیه طول نکشید اما تکانهای ان به اقیانوس اطلس و جزایر آزور (Azor) کشیده شد و شهر ساحلی تاپال را ویران کرد . بنابراین طوفانهای عظیم دریایی همچنان که شهرها و تمدنها را به کام خود می کشند می توانند انچه را که بلعیده اند بار دیگر از کف اقیانوس ها بالا بیاورند و در ان صورت است که ما شاهد پیدا شدن ستو نهای عظیم سنگی و دروازهای بزرگ و گنجها و... خواهیم بود .






ایا ممکن است روزی اتلانتیس دوباره از زیر اب خارج شود و بر اثر انقلابهای دریایی بقایای تمدن درخشان اتلانتیس بر روی ان بیاید تا بتوانیم شهرها و معبدها و قصرها را مشاهده کنیم؟

افسانه اتلانتیس شاید روزی با کشف بنای تاریخی به زمان ما پیوند بخورد و رویای دیر پای انسان سرانجام به واقعیت برسد . شاید هم اتلانتیس ارمانشهری است ساخته وپرداخته خیال .

به هر روی اگر اتلانتیس اگر بهشت گمشده است یا جهنم مدفون شده در اعماق اقیانوسها تا به امروز فکر ادمی را به خود مشغول داشته و فرهنگ ومشخصات ان سینه به سینه پیش امده و هنوز و  همچنان با انسان سخن می گوید ...


 

 

    "برگرفته از کتاب کاوش در گذشته نوشته هوشنگ فتحی"